نویسنده: 7گردون

وب سایت: http://news.7gardoon.com

نشانه‌هاي تغيير در ‌بخش كشاورزي ‌مشاهده مي‌شود جام جم آنلاين: دكتر بهزاد قره ياضي ، رئيس سابق پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي و در حال حاضر رئيس انجمن علمي ايمني ‌زيستي و مسئول فناوري‌هاي نوين مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام است.
با بهزاد قره ياضي ، رئيس سابق پژوهشكده بيوتكنولوژي
وي بر اين باور است كه در طول سال‌هاي گذشته به دليل سياستگذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي غلط ، بخش كشاورزي از اهداف خود عقب ‌مانده و معتقد است براي نجات اين بخش و جذب سرمايه‌گذاري بايد اطمينان را به اين بخش برگردانيم و با استفاده از فناوري‌هاي نوين ، سياستگذاري‌هاي مناسب و افزايش بهره‌وري زمينه استفاده از پتانسيل‌هاي موجود در بخش كشاورزي را فراهم كنيم. حدود 5 سال از ارائه سند چشم‌انداز 20 ساله گذشته و برنامه چهارم توسعه هم به پايان رسيده. با توجه به اهدافي كه در كل براي حوزه اقتصادي و بخش كشاورزي در نظر گرفته شده بود كه به گونه‌اي حركت كنيم كه در منطقه اول شويم، هم‌اكنون در چه نقطه‌اي قرار داريم و به چه سمتي مي‌رويم؟ ما سند چشم‌انداز را همان طور كه رهبر معظم انقلاب هم بارها و بارها بر آن تاكيد كردند، به عنوان يك ميثاق جمعي مي‌پذيريم حتي سرسخت‌ترين منتقدان امروز دولت نيز از انتقاداتي كه مطرح مي‌كنند، اين است كه چرا سند چشم‌انداز اجرا نمي‌شود؟ پس مي‌شود گفت سند چشم‌انداز يك ميثاق جمعي است كه همه فضلا و عقلاي قوم قبولش دارند و بارها هم اشاره شده كه بايد به اجرا درآيد. در قانون سياست‌هاي كلي همه حكم قانون را دارد؛ قانوني كه بر قوانين مجلس هم ارجحيت دارد اما متاسفانه اين سند در حوزه‌هاي مختلفي مغفول مانده و بعضي مديران در بعضي شرايط جهت‌گيري و عملكردي كاملا مقابل سند چشم‌انداز را داشتند. مي‌توانيد به اين مورد اشاره كنيد؟ در حوزه كشاورزي ما در سال 1383 يعني پايان برنامه سوم تقريبا واردات شكر نداشتيم يعني در حد 190 تن آن هم با تعرفه 150 درصد واردات شكر داشتيم و با برنامه‌ريزي‌هايي كه شده بود، در سال 84 قطعا بايستي خودكفا مي‌شديم و خودكفايي در چغندر هم پايدار مي‌بود چرا؟ چون چغندر به صورت ديم كشت نمي‌شود و علي‌القاعده از خشكسالي آنچنان كه ديم‌زارهاي گندم ما آسيب مي‌بينند چغندركاري آسيب نمي‌بيند. بنابراين با توجه به دستاوردها و تحقيقات موثري كه در رابطه با اين محصول صورت گرفته بود و بذرهاي اصلاح شده و دانش فني خوبي كه داشتيم و تعاملي كه كارخانجات با كشاورزان و چغندركاران داشتند، مشكلي وجود نداشت. اما در سال‌هاي بعد ما به واردكننده تبديل شديم. چه اتفاقي افتاد كه چنين نتيجه‌اي در پي داشت؟ در سال 1384 به محض اين كه آقاي اسكندري بر سر كار آمد، تعرفه واردات شكر به سمت صفر ميل كرد و نتيجه نهايي اين شد كه موقعي كه آقاي اسكندري وزارت كشاورزي را ترك مي‌كرد، ما حدود 5 ميليون تن شكر وارد كرده بوديم يعني 26ـ25 برابر سال 1383 شكر وارد كرده بوديم. در اين سال‌ها چغندركاران ما آسيب جدي ‌ديدند، برخي از كارخانجات ما به تعطيلي گراييدند، كارگران زيادي در كارخانه‌هاي چغندر قند اخراج شدند و مهم‌تر از همه اين كه صنعت يكصد ساله قند ما كه مي‌رفت به سمت خودكفايي برود، به روزگاري افتاد كه مي‌بينيم و سطح زير كشت چغندر قند به حدود يك سوم سال 1383 تقليل پيدا كرد. آيا وزير فعلي كشاورزي نيز همين سياست را دنبال مي‌كند؟ فردي كه هم‌اكنون بر سر وزارت جهاد كشاورزي است داراي تحصيلات عاليه و باسواد است. به نظر مي‌رسد حركت‌هاي مثبتي را هم شروع كرده. ما بايد زمان بدهيم. ايشان 7ـ6 ماه است كه وزير هستند. هر نقدي در مورد ايشان صورت بگيرد، منصفانه نخواهد بود. به اضافه اين كه ما حركت‌هاي خوبي هم از ايشان ديده‌ايم. شايسته اين است كه ما منتظر باشيم. بنابراين حرف من در اين مصاحبه عمدتا حول عملكرد وزير سابق جهاد كشاورزي آقاي اسكندري است كه زمان نقدش الان است. يعني شما فكر مي‌كنيد در دوره‌اي كه گذشت، يك پسرفت داشتيم؟ قطعا ما پسرفت داشتيم. من با عدد و رقم به شما مي‌گويم. چغندر را كه مطرح كردم نمي‌خواهم بگويم آقاي اسكندري متوجه بلايي كه بر سر چغندركاري كشور مي‌آمد نبود. نمي‌خواهم بگويم ايشان در اين رابطه سكوت كرده بود و اين موضوع را به اطلاع رئيس‌جمهور نرسانده بود. نه من معتقدم آقاي اسكندري و اطرافيانشان مي‌فهميدند چه بلايي بر سر چغندركاري كشور مي‌آيد. با واردات بي‌رويه شكر آن هم با تعرفه‌اي نزديك به صفر، مطمئن هستم ايشان اين موضوع را به رئيس‌جمهور هم منعكس كرده بوده كه واردات بي‌رويه شكر به چغندركاري آسيب مي‌زند. نكته اينجاست كه ايشان چرا اين موضوع را با مردم و با رسانه‌ها در ميان نگذاشت و دوم چرا استعفا نكرد؟ و سوم چرا همين حرف‌هايي كه ايشان در گوشي به رئيس‌جمهور گفتند، وقتي علني گفته شد، برخورد كردند؟ در مورد گندم وضعيت ما در انتهاي سال 83 چگونه بود؟ سال 83 سالي بود كه ما جشن خودكفايي گندم را برگزار كرديم. با وجودي كه بنده بيش از 2 سال از اين دوره را معاون آموزش و تحقيقات وزارت جهاد كشاورزي بودم و در مورد تسريع انتقال يافته‌هاي تحقيقاتي به مزارع كشور و كشاورزان اقدامات موثري انجام داده بوديم اما من آن موقع هم معتقد بودم كه ما به خودكفايي به مفهوم واقعي نرسيديم. قطع واردات يك محصول در يك سال به مفهوم خودكفايي نيست و مهم‌تر از آن پايداري در توليد نيست. اگر ما يك سال يك محصول را وارد نكرديم، اين به معناي خودكفايي نيست. البته موقعي كه جشن خودكفايي گندم برگزار شد، من ديگر در بحث آموزش و تحقيقات نبودم. به عبارتي در‌سال‌82 استعفا كردم و در سال 83 اين جشن برگزار شد. زحمات بسياري كشيده شد تا ما قطع واردات گندم داشته باشيم. خود قطع واردات گندم حتي براي يك سال يك دستاورد بزرگ محسوب مي‌شود. من نمي‌خواهم بگويم اين دستاوردي نبوده است. به هر حال حدود 12ـ10 سال در وزارت كشاورزي اسبق راجع به خودكفايي گندم و افزايش توليد گندم كار كرده بودند. حتي اگر بارندگي مناسبي در سال 83 و قطع واردات گندم داشتيم، اين نشاندهنده اين بود كه بذرهاي ما داراي پتانسيلي بودند كه اگر باران مي‌باريد، محصول بالايي را توليد كند و برنامه‌ريزي مناسبي هم صورت گرفته بود. اما نكته اين است كه ما نمي‌توانيم حتي اين دستاورد بزرگ را با مساله خودكفايي گندم يكي كنيم. بحث پايداري هم مطرح است. دليل استعفايتان چه بود؟ به بحث مديريتي باز مي‌گشت البته بنده با مديريت وزارت جهاد كشاورزي تا انتهاي دوره آقاي مهندس حجتي صميمانه‌ترين همكاري را داشتم و ايشان را يكي از بزرگ‌ترين مديران موفق حوزه كشاورزي ارزيابي مي‌كنم. فكر مي‌كنم آقايان كلانتري و حجتي برجسته‌ترين وزيران كشاورزي بودند كه كشور ما بعد از انقلاب به خودش ديده است. اگر چنين است چرا به عملكرد آن دوره كه مي‌گوييد مديريتي بود، انتقاد داشتيد؟ به هر حال اختلاف نظر رحمت است. اگر شما فكر كنيد تمجيدي كه من از آقاي كلانتري يا حجتي مي‌كنم، مفهومش اين است كه تمام عقايد آنها را مي‌پسندم اين طور نيست. بر اين باورم كه اختلاف نظر به تعبير پيامبر عظيم الشان اسلام رحمت است. به هر حال در انتقاداتي كه از آقاي كلانتري مطرح مي‌شود، گفته مي‌شود كه ايشان سه دوره وزير كشاورزي بودند و اگر مي‌توانستند طي اين سال‌ها پايه‌ها و زير‌بناهاي كشاورزي را درست كنند، الان شاهد شكوفايي بيشتري در بخش كشاورزي بوديم. همين طور هم شده است. به هر حال در دهه 70 كه آقاي كلانتري وزير بودند، ما 5 سال خشكي داشتيم كه بي‌سابقه بود. بويژه اين كه 3 سال از اين 5 سال پياپي بود. آثار 2 سال خشكي پياپي سينرژيك است واي به حال اين كه به 3 سال برسد. يعني مي‌شود قحطي. ما در سال 87 يك خشكي داشتيم و در عرض يك سال از كشوري كه ادعا مي‌شد داراي خودكفايي در گندم است، تبديل شديم به كشوري كه بزرگ‌ترين حجم واردات گندم را دارد. خشكي‌اي كه به هيچ وجه با خشكي دهه 70 قابل مقايسه نبود. آقاي اسكندري شخصا مي‌گفتند گندم تنها 3 درصد از عوامل محيطي اثر مي‌پذيرد و نقش عوامل محيطي در توليد گندم 3 درصد است و همه‌اش ايشان با اين استدلال مديريت مديران سابق را زير سوال مي‌بردند. در واقع ايشان مدعي بودند كه مديريت‌هاي قبلي توانمند نبوده‌اند براي همين ما خودكفا نبوديم و ايشان مدعي بودند با مديريت دوره خويش باعث خودكفايي در توليد گندم شدند؛ اما چطور شد در سال 87 با بروز خشكسالي، همه بهانه‌ها گردن باران و طبيعت افتاد؟ درواقع با بروز يك سال خشكسالي مديريت ايشان مشخص مي‌شود. در محصولاتي مثل چغندرقند هم كه به صورت آبي كشت مي‌شود و ربطي به باران ندارد‌ ‌ ديديم كه چه بر سر اين محصول آمد. پايين‌ترين سطح زير كشت پنبه در طول تاريخ ايران در دوره آقاي اسكندري است. درواقع در بسياري از محصولات، شاهد وضعيت شكننده‌تري نسبت به سال‌هاي قبل از پذيرش مسووليت از سوي مهندس اسكندري بوديم. براساس آماري كه ارائه شد، مسوولان كشاورزي اعلام كردند كه سالانه 103 ميليون تن محصولات كشاورزي توليد مي‌شود و ضريب خودكفايي ما به بيش از 90 درصد رسيده است. فكر مي‌كنيد اين آمار براساس چه معياري منتشر شده است؟ اين را بايد از آنها بپرسيد. به فرض اين كه آمار 103 ميليون تن درست باشد. شما حدود يك ميليون تن فقط روغن در سال وارد مي‌كنيد. اگر كالري روغن را در نظر بگيريم، يك گرم روغن ‌9‌كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. ببينيد چقدر انرژي و دانه‌هاي روغني وارد مي‌كنيم؟ و اگر به تناژ هم توجه كنيد، واردات برنج، گندم و شكر در اين سال‌ها، ضريب خودكفايي 90 درصد را نشان نمي‌دهد. فكر نمي‌كنيد بخشي از واردات به خاطر تحريم‌ها و تامين ذخاير استراتژيك بوده است؟ نخير. اينها بهانه‌هايي بوده كه مي‌آوردند. من قبلا اينها را گفتم مي‌توانيد مراجعه كنيد. اگر به خاطر ذخاير استراتژيك باشد، علي‌القاعده بايستي يك سال صورت مي‌گرفت. شما يك سال مي‌خواهيد انبارتان را پر كنيد. محصول كافي داريد. يك سال هم محصولتان را كمي بيشتر وارد مي‌كنيد تا انبارتان را پر كنيد. اگر شما سال بعد به همان اندازه توليد كني، ذخايرت سرجايش است. پس معلوم است ذخاير را مصرف مي‌كني و باز وارد مي‌كني، يعني براي ذخاير استراتژيك نيست. پر كردن ذخاير استراتژيك يك بار مفهوم دارد. آن را بايد مصرف كنيم و از توليد امسال‌مان به جايش بگذاريم وگرنه مفهومش اين است كه ما واقعا مصرف مي‌كنيم و نياز داريم. ما ظرفيت انبار كردن اين همه برنج و شكر و گندم وارداتي را به عنوان ذخاير استراتژيك نداريم، كما اين كه همين امسال از آن وارداتي كه قبلا انجام شده بود، مجبورند صادر كنند. البته امسال خوشبختانه سياست‌هاي نسبتا صحيح‌تري به كار گرفته شده است. پيش‌بيني‌تان از ميزان توليد گندم در سال جاري چقدر است؟ پيش‌بيني من اين است كه امسال ما نيازي به واردات گندم نداشته باشيم. پس چون قبلا 4 ميليون تن وارد كرديم، ممكن است ضرورت پيدا كند كه صادر كنيم. اگر ظرفيت داشته باشيم، من توصيه صادرات را هم نمي‌كنم، چون به‌هر‌حال هزينه‌هايي دربردارد و اگر محاسبه كنيم، از نظر ريالي بازنده خواهيم بود. صرف نظر از گندم كه دولت واردكننده آن است، در مورد واردات ساير محصولات شايد تصميمات در جاي ديگري گرفته شده است، از جمله در بحث كاهش تعرفه‌ها و آزاد بودن ثبت سفارش محصول توسط بخش خصوصي تا چه حد مي‌توانيم وزارت كشاورزي را در ورود بي‌رويه محصولات مقصر بدانيم و تا چه حد ساير دستگاه‌هايي چون وزارت بازرگاني را؟ فكر مي‌كنم وزارت جهاد كشاورزي يك بازيگر اصلي است. قبول دارم برخي تصميمات در جاي ديگر گرفته مي‌شود. قبول دارم هميشه فشارهاي زيادي براي واردات در دوره‌هاي قبل بوده و الان هم هست و در آينده هم خواهد بود، چون منافع عده‌اي ذي‌نفوذ در استمرار واردات است، ولي ما وزارت جهاد كشاورزي را به عنوان يك مجموعه بي‌تاثير و خنثي نه مي‌پذيريم و نه هست و نه بايد باشد. معتقدم وزارت جهاد كشاورزي با مجموع رفتارها و عملكردها مي‌تواند اثرگذار اساسي باشد. كما اين كه وزير جديد جهاد كشاورزي با توجه به تخصص و جايگاه دانشگاهي كه دارد، در اين زمينه عملكرد بهتري از خود نشان خواهد داد. ارزيابي ما در مورد موفقيت رفتار ايشان طبيعتا به آمار واردات، آمار توليد و به همان آمار رسمي بستگي خواهد داشت كه خواهيم ديد. حالا بعضي‌ها انتقاد مي‌كنند كه چرا ايشان تغييرات را صورت نداده و چرا مديران را عوض نكرده؟ من وارد اين وادي نمي‌شوم. فكر مي‌كنم اگر فردي بتواند بدون ايجاد تغييرات در مديران، موجب بهبود شاخص‌ها شود، اين يك هنرمندي است كه خيلي هم خوب است. آيا بهبودي در شاخص‌ها مشاهده كرديد؟ الان براي قضاوت زود است. ما نمي‌دانيم سال 88 را بايد به نام آقاي مهندس اسكندري بنويسيم يا به نام مسوولان جديد وزارت كشاورزي. بنابراين ارزيابي‌ ما الان زودهنگام است، بويژه اين كه نشانه‌هاي تغيير مثبت در درون وزارت جهاد كشاورزي را مي‌بينيم، ولي مديران فعلي وزارت جهاد روزگار سختي خواهند داشت، براي آن كه كاستي‌هاي عملكرد مخرب و ويرانگر دوره قبل را جبران كنند. چقدر طول مي‌كشد كه بتوانيم جبران گذشته را بكنيم؟ براي بعضي از محصولات مثل قضيه چغندرقند من ترديد دارم در طول دوره وزارت جديد يا طي برنامه پنجم موفق شويم به جايگاهي كه در سال 1383 داشتيم، برسيم. در بعضي از آنها اگر يك مقدار مساعدت جمعي و تدبير امور باشد، مثل مورد گندم ممكن است بتوانيم به وضعيت سال 83 برسيم كمااين‌كه امسال با بارش مناسب و برنامه‌ريزي‌هايي كه شده ما نيازمند به واردات گندم نخواهيم بود. پيش‌بيني من اين است و اميدواريم در مورد برنج به طور ويژه از ديدگاه تخصصي استفاده شود و از فناوري‌هاي نو و روز استفاده شود. در سال 83 بود كه توليد انبوه برنج تراريخته صورت گرفت؟ بله در اين سال بود كه توليد برنج تراريخته به صورت انبوه با دعوت وزير وقت جهاد كشاورزي و افتتاح آقاي دكتر عارف معاون اول وقت رئيس‌جمهور صورت گرفت و اين يك دستاورد براي بشريت قلمداد شد و در بيش از يكصد هزار سايت اينترنتي و روزنامه‌هاي كشورهاي مختلف انعكاس يافت. بيش از يكصد هزار سايت در اين مورد اطلاع‌رساني كردند چرا كه دستاورد بزرگي بود كه توسط دانشمندان ديگري در زمينه پنبه و سيب‌زميني و يونجه و چغندرقند ادامه پيدا كرد منتها از موقعي كه آقاي اسكندري و رئيس پژوهشكده منصوب ايشان به روي كار آمدند همه اينها را در انبار متروكه‌اي نگهداري كردند. چرا چنين برخوردي صورت گرفت. آيا به خاطر مسائل زيست‌محيطي بود؟ خير، در مورد واردات شكر چرا چنين تصميماتي گرفته شد؟ در مورد توليد فناورانه هم همين طور است. دو بزغاله تراريخته به نام‌هاي شنگول و منگول كه اخيرا گزارش توليدشان اعلام شد نيز با استفاده از همين دانش بنياني است و ديديم كه رهبر معظم انقلاب حمايت ويژه‌اي روي توليدات دانش بنيان دارند. مصوبات هيات وزيران و مصوبات مجلس هم در اين زمينه هست. ما در همان دولت آقاي خاتمي و دولت آقاي احمدي‌نژاد مصوبه داريم كه نيم درصد از سطح زيركشت محصولات تراريخته در دنيا را داشته باشيم كه چيزي در حدود 700 هزار هكتار مي‌شود و اين مصوبه دارد و ما نمي‌توانيم از يك طرف مصوبه بگذاريم و از طرف ديگر مخالفت كنيم. بنابراين استفاده از اين محصول به طور كلي متوقف شد؟ متوقف شد اما تا جايي كه من اطلاع دارم و ماجرا را تعقيب مي‌كردم كشاورزان پيشتاز اين را مي‌كاشتند چون بذرش مناسب است و عملكرد خوبي داشته و نيازي به سموم ندارد و مقاوم است و در ضمن خوش‌طعم و خوش‌كيفيت است. هر كشاورزي آن را مي‌ديد مي‌آمد و از آن كشاورز پيشتاز بذرش را مي‌گرفت. آيا محصولات تراريخته مي‌تواند در مقابل خشكسالي هم مقاوم باشد؟ بله اگر رسيدگي شود و اگر گوش شنوا وجود داشته باشد... يكي از معضلاتي كه برنج دارد هم از نظر زيست‌محيطي و هم از نظر محدوديت سطح زيركشت آن است كه آب بسيار زيادي مي‌خواهد. اگر سد سفيدرود نبود ما در گيلان نمي‌توانستيم اين اندازه برنج كاري داشته باشيم. آيا استفاده از محصولات تراريخته گونه‌هاي بومي و محلي را در معرض خطر قرار نمي‌دهد؟ من فكر مي‌كنم مي‌توانيم از تراريخته‌ها استفاده كنيم تا عطر و بويي كه مردم فراموش‌شان شده برگردد. همواره فشارهاي زيادي براي واردات در دوره‌هاي قبل بوده و الان هم هست و در آينده هم خواهد بود چون منافع عده‌اي ذي‌نفوذ در استمرار واردات است به عقيده بنده فناوري تراريخته موجب افزايش تنوع زيستي، موجب برگشتن عطر و طعم و كيفيت مي‌شود و به دليل عدم استفاده از سموم موجب مي‌شود محيط‌زيست سالم‌تري داشته باشيم. جايگاه ما در حال حاضر در بين كشورهاي خاورميانه و جهان از نظر بيوتكنولوژي كشاورزي كجا قرار دارد؟ در سال 2005 براساس گزارش رسمي سرويس بين‌‌‌المللي دستيابي و استفاده از بيوتكنولوژي كشاورزي كه سرويس رسمي بين‌المللي است ايران اولين كشور دنيا بود كه برنج تراريخته توليد كرد، اولين كشور در منطقه خاورميانه بود و اولين كشور در بين كشورهاي اسلامي بود كه هر نوع محصول تراريخته را توليد كرده بود در واقع در سال 83 ما به همان هدف چشم‌انداز رسيده بوديم. پس چه شد در سال 1385 توقف توليد برنج تراريخته از سوي وزير جهاد كشاورزي و مدير منصوبش در پژوهشكده بيوتكنولوژي قطعي و باعث شد نام ايران در سال 2006 از فهرست كشورهاي توليدكننده محصولات تراريخته حذف شود. ما مدام هشدار داديم و مراجعه كرديم و حتي 160 نماينده مجلس به رئيس‌جمهور نامه دادند اما به نتيجه نرسيد تا اين كه در سال 2008 و 2009 كشورهاي مصر و بوركينافاسو جاي ايران را در اين فهرست گرفتند يعني الان از نظر توليد آنها جلوتر هستند. با اين حال، از نظر تعداد مقالات نمايش داده شده در ISI از نظر مهندسي ژنتيك كشاورزي ما در همين حال حاضر كه صحبت مي‌‌كنيم رتبه اول را در بين تمام كشورهاي منطقه و تمام كشورهاي اسلامي داريم حتي از آرژانتين كه سومين توليدكننده محصولات تراريخته دنياست از نظر توليد مقاله جلوتر هستيم. گفته مي‌شود وزارت كشاورزي از لحاظ داشتن موسسات تحقيقاتي دومين وزارتخانه است اما ميان اين موسسات و معاونت‌هاي اجرايي ارتباط مناسبي برقرار نيست؟ وزارت جهاد كشاورزي و موسسات تحقيقاتي وزارت جهاد كشاورزي از گذشته دور تا به حال موفق‌ترين موسسات پژوهشي بودند از بعد بازاررساني نتايج تحقيقات بين موسسات و معاونت‌هاي اجرايي ارتباط وجود دارد. علتش هم اين است كه درون يك وزارتخانه عملكرد مديريت اجرايي ـ مثلا كساني كه دنبال خودكفا كردن گندم هستند ـ مستقيما با بذري كه موسسه تحقيقات دارد ارتباط دارد. پس چرا در برخي موارد استفاده نمي‌شود؟ اگر استفاده نمي‌شد كه ما به 15 ميليون توليد گندم نمي‌رسيديم. من كاري با اين كه در موردي خاص پس رفتيم يا جلو رفتيم ندارم مي‌خواهم بگويم اگر در شرايط حاضر آن را بررسي كنيم هنوز كه هنوز است موسسات تحقيقات كشاورزي و موسسه تحقيقات اصلاح بذر، موسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي و موسسات تحقيقات گياه پزشكي موفق‌ترين موسسات تحقيقاتي كشور از بعد تبديل دانش به فناوري و توليد ثروت هستند. ولي ممكن است در جاهاي خاصي هم ضعف داشته باشيم مثلا در مديريت پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي ضعف جدي داريم و در مديريت واكسن و سرم‌سازي رازي ضعف جدي داريم. يكي از بحث‌هايي كه خيلي از كارشناسان اقتصادي مطرح مي‌كنند، كمبود سرمايه‌گذاري در بخش كشاورزي است، پيشنهاد شما در اين زمينه كه بتوانيم سرمايه‌گذاري را در اين بخش جذب كنيم چيست؟ وقتي كه شما نمي‌توانيد همين كشاورزان خرده پا را نگه داريد (كشاورزاني كه فقط از روي عشق كار مي‌كنند)‌ چطور مي‌خواهيد روي جذب سرمايه جديد كار كنيد؟ چغندركار كه 20 ـ‌10 يا شايد يكصد سال به صورت خانوادگي چغندر مي‌كاشته وقتي رها مي‌كند به دليل اين كه ديگر كارخانه قند حاضر نيست چغندرش را بخرد چه انتظاري از سرمايه‌گذاري داريم؟ چرا كارخانه قند حاضر نبوده چغندر او را بخرد؟ به خاطر اين كه نمي‌تواند شكر و قند خودش را به بازار بفروشد. چرا نمي‌تواند به بازار بفروشد؟ براي اين كه با تعرفه نزديك صفر از خارج وارد مي‌شود. براي اين كه سرمايه‌گذاري در زمينه توليد محصولات كشاورزي زياد شود بايد امنيت سرمايه‌گذاري تامين باشد. بايد پايداري در سياست‌هاي كشاورزي وجود داشته باشد. در عرض 6 ماه تعرفه وار‌دات شكر از 150 درصد در سال 84 به نزديك صفر رسيد. شما ملاحظه فرموديد كه مقام معظم رهبري در مورد تلاشي كه صورت گرفته بود تا تعرفه خودرو كاهش پيدا كند چه واكنشي نشان دادند و فرمودند (البته من نقل به مضمون مي‌كنم) كه اين رونق و فراواني و ارزاني خوب است اما نبايد به قيمت از بين رفتن توليد داخلي باشد. فرمايش ايشان كلي بود و نگفتند كه در صنايع فقط اين طور باشد در همه چيز بايد توليد داخلي تقويت شود. به نظر من اگر ثبات در سياستگذاري و عقلانيت در سياستگذاري‌ها و تدوين مقررات وجود داشته باشد همچنين شايسته سالاري مد نظر قرار گيرد و به طور ويژه مشورت نهادينه با انجمن‌هاي علمي تخصصي در كشور وجود داشته باشد به تدريج سرمايه‌گذاري هم مي‌آيد. به نظر شما ما بايد همه چيز را خودمان توليد كنيم؟ خير، من تاكيد مي‌كنم چوب را وارد كنيم اما نبايد اجازه دهيم حتي يك درخت از جنگل‌هاي ما قطع شود. ما هرگز معتقد به توليد همه چيز نيستيم چون شدني نيست و به نفع نيست. پس چرا اين قدر بر خودكفايي گندم تاكيد شده است؟ اين مساله سياسي شده، تاكيد افراطي بر خودكفايي در گندم «به هر قيمتي» بيشترين آسيب را به توسعه پايدار كشاورزي زده حتي به قيمت آسيب به محيط‌زيست. من هيچ ايرادي نمي‌بينم اگر يك ميليون تن گندم وارد كنيم اما حبوباتمان و چغندرمان خودكفا باقي بماند. سيما رادمنش گروه اقتصاد

تاريخ ارسال: 1348/10/11

تعداد بازدید: 2773

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |