نویسنده: 7گردون

وب سایت: http://news.7gardoon.com

پایان بن بست دوستی [مريم رامشت - روانشناس]
اه حل مشکلات پسری جوان پس از شکست خوردن در ارتباط
پسري 27ساله و مجرد، داراي ليسانس و مشغول به كار هستم. مشكل من اين است كه در حال حاضر دوستان زيادي ندارم. البته در گذشته دوستان زيادي داشتم كه بتدريج از من دور شدند و در حال حاضر احساس تنهايي مي‌كنم. مشاور: از يك‌سال گذشته چه اتفاقي افتاده كه باعث شده است دوستان‌تان از شما دور شوند؟ نمي‌دانم چه اتفاقي افتاده است ولي به اين نتيجه رسيده‌ام كه ديگران نمي‌توانند من را درك كنند و كم‌كم رابطه‌ام با ديگران كم شده است. مشاور: شما چند خواهر و برادر داريد و وضعيت خانوادگي شما چگونه است؟ من فرزند اول خانواده هستم و سه خواهر و برادر دارم و رابطه پدر و مادر هم با يكديگر خوب است. اما پدر و مادرم دربرابر من سختگيري مي‌كردند. زيرا فرزند اول بودم ولي در مورد خواهر و برادرم اينطور رفتار نمي‌كردند. مشاور: آيا هنوز هم خانواده روي شما كنترل دارند؟ نه در حال حاضر من كاملاً مستقل هستم و آنها كاري به من ندارند. مشاور: شما گفتيد اتفاق خاصي نيفتاده است اما احساس و فكر ما بدون دليل تغيير نمي‌كند. آيا يك‌سال پيش كسي باعث ناراحتی روحی شما شده يا مشكلي برايتان ايجاد كرده است؟ بله به عناوين مختلف از من به نفع خودشان سودجويي و مشكلاتي را برايم ايجاد كرده‌اند و اين موضوع من را عذاب داده است. مشاور: منظورتان از مشكلات چيست زيرا سودجويي شكل‌هاي مختلفي دارد. گاهي از اسم و رسم فرد استفاده مي‌شود، گاهي استفاده جنبه‌مادي دارد. در مورد شما چگونه بوده است؟ هم از اسم و رسم من و هم از امكانات مادي من استفاده شده است. مثلاً ماشين و امكانات من هميشه در اختيار ديگران بوده است. دائم براي دوستانم خرج مي‌كردم. انواع مسافرت‌ها و رستوران‌ها را به خرج من مي‌رفتند. به آنها پول قرض مي‌دادم كه عموماً پس هم نمي‌دادند و اين رويه سال‌ها ادامه داشت. مشاور: اگر پول شما را پس نمي‌دادند، چرا به اين كار ادامه مي‌داديد؟ نمي‌دانم. شايد دلم نمي‌خواست كه آنها را از دست بدهم و يا ناراحت‌شان كنم. مشاور: درواقع براي حفظ دوستانتان خود را مجبور مي‌كرديد كه براي آنها هزينه بپردازيد. بله دقيقاً همين‌طور است. مشاور: مي‌شود به نوعي برداشت كرد كه شما ارتباط دوستانتان را مي‌خريديد و دوست داشتيد كه در اين رابطه قرباني باشيد درحالي كه در يك ارتباط سالم ما بايد متوجه شويم كه آيا دوستي اطرافيان من بخاطر خودم هست يا به خاطر چيز ديگري است. كما اينكه ارتباط شما و دوستانتان، بخاطر امكانات شما تقويت‌شده و ادامه پيدا كرده است. آنها به اين شيوه عادت كرده‌اند. مشاور: اشتباه نكنيد، شما آنها را عادت داده‌ايد آن هم به دليل اين كه خود را كمتر از آنها مي‌ديديد. بالاخره ما آدم‌ها باهم تفاوت داريم. يكي ظاهر زيباتري دارد، يكي هوش و استعداد بيشتر و شما هم قطعاً چيزهايي داشته‌ايد كه از ديگران بهتر است اما برتري‌هاي ديگران براي شما بسيار بزرگتر جلوه كرده است و تفاوت‌هاي بين فردي را كه در تمام انسان‌ها وجود دارد، به عنوان نقطه ضعف و كمبود خود به حساب آورده‌ايد و همين باعث شده كه نوع ارتباط دوستانتان با شما يك طرفه باشد و هميشه عده‌اي از شما درخواست و انتظار داشته باشند. دوستان من حاضر نيستند كه بهايي بدهند و فقط انتظار دارند كه از من بگيرند. مشاور: اما آنها وقت خود را به شما مي‌دهند. آنها زمان و وقت هم نمي‌دهند. حتي حاضر نيستند كه ساعاتي را به من اختصاص بدهند و در كنار هم باشيم. فقط زماني كه نيازي دارند به سمت من مي‌آيند. مشاور: پس بايد ببينيد كه به چه علت شخصيت شما طوري است كه فقط با هزينه دادن، ديگران را جذب مي‌كنيد. چون عملاً همينطور است. شما مشكل خود را فرافكني مي‌كنيد و دوستان خود را مقصر اين ارتباط مي‌دانيد. درحالي كه وقتي چند نفر با روحيات متفاوت، يك نوع رفتار را در مورد ما انجام مي‌دهند پس ما خود عامل اصلي اين رفتار هستيم كه يا باعث مي‌شويم افراد مختلف همگي اينطور رفتار كنند و يا رفتار من به گونه‌اي است كه اين نوع افراد را جذب خود مي‌كنم. ريشه چنين رفتاري در شما به دوران كودكي برمي‌گردد. زيرا خيلي از پدر و مادرها با رشوه و پاداش‌هاي مالي انتظارات خود از فرزندانشان را تأمين مي‌كنند و آنها را وادار به اطاعت مي‌كنند و اين دسته از كودكان كه هميشه از طريق رشوه تسليم خواسته‌هاي والدين شده‌اند در آينده خود به اين شكل رفتار مي‌كنند. نظر شما در اين مورد چيست؟ خانواده من خيلي سختگير بودند، خصوصاً در امور درسي و ارتباط با دوستان. اما خواسته‌هاي من را هميشه تأمين مي‌كردند و من كمبود مادي نداشتم. مشاور: شخصيت خود را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ آيا به نظر شما شخصيت‌تان ديگران را جذب مي‌كند. نه. زياد خودم را از لحاظ شخصيتي جذاب نمي‌بينم اما خيلي مهربان هستم. مشاور: و همين مهرباني شما باعث مي‌شود كه در ارتباطات خود همواره بهاي مادي و يا حتي روحي و رواني پرداخت كنيد و همين مسئله باعث شده كه در حال حاضر از اين گونه ارتباطات احساس نارضايتي كنيد كه البته منطقي است. شما بايد خودآگاهي خود را افزايش دهيد و خود را پيدا كنيد و اين دلخوري از دوستان براي شما زنگ بيداري خوبي است اگرچه دردناك و سخت است. معتقد هستم كه دوست خوب وجود ندارد و همه آدم‌ها بخاطر منافع شخصي خود به سمت ديگران مي‌روند. مشاور: اين نگاه شما غيرواقع‌بينانه و توأم با بدبيني است زيرا تجربه خوبي نداشته‌ايد اما فراموش نكنيد شما هنوز ياد نگرفته‌ايد كه دوست خوب بگيريد. دنياي ما يك دنياي واقعي است و نبايد به آن فقط نگاه رؤيايي داشته باشيم. ما آدم‌ها باهم ارتباط گوناگوني داريم. باهم خيلي صميمي و مهربان مي‌شويم و گاهي از هم دلخور مي‌شويم و شايد حتي از هم قهر كنيم اما اگر دوستي واقعي و چارچوب آن صحيح باشد، دوباره اين ارتباط باز مي‌گردد وبا هم دوست مي شويم، مادامي كه نسبت به نوعدوستي خود بدبيني و يا كينه داريم، اين ارتباط مشكل خواهد داشت. شما هم نبايد خيلي زود به اين نتيجه برسيد كه دوست خوب وجود ندارد زيرا مي‌دانيد كه واقعاً وجود دارد و اشكال در نوع نگاه شما است پس زود تصميم نگيريد و به خود فرصت بدهيد. دوست خوب آن نيست كه هميشه در كنار شما باشد زيرا همه آدم‌ها يك مدل نيستند و بين آنها تفاوت وجود دارد و سلامت در اين است كه ما به تفاوت‌هاي بين فردي افراد احترام بگذاريم. اما من معتقدم كه يك سري رفتارها هست كه در آدم‌ها تغيير نمي‌كند. مشاور: شايد همينطور باشد و احتمالاً در شما هم رفتارهايي وجود دارد كه شايد به راحتي تغيير نكند. شما بايد در وهله اول بدانيد كه خودتان چطور دوستي هستيد؟ شما دوستانتان را چگونه انتخاب مي‌كنيد؟ چقدر به افراد اعتماد مي‌كنيد؟ اصولاً ملاك هاي اعتماد شما چيست؟ از دوستانتان چه انتظاري داريد و دوستان از شما چه انتظاراتي دارند؟ كجا از دوستان خود دلگير مي‌شويد و دوست‌هاي شما كجا از شما دلگير مي‌شوند و..... و در همين رابطه بايد ملاك‌هاي يك ارتباط سالم و موفق را بدانيد. يك رابطه خوب بايد شروع، ادامه و حتي پايان خوبي داشته باشد. چرا تصور مي‌كنيم كه همه روابط دوستانه بايد هميشگي و دائم‌العمر باشد. بعضي از ارتباطات بايد زماني قطع شود خصوصاً ارتباطي كه اسباب زحمت و رنجش ما شود. اما بايد ريشه‌هاي آن را ارزيابي و اشكالات آن را رفع كنيم. شما براي كساني ايثاركرديد كه شايسته آن نبودند پس اين آدم‌ها بايد از شما دور شوند تا قدر دوستي شما را بدانند. زندگي ما انسان‌ها تغيير مي‌كند اما مهم اين است كه اگر در اثر اين تغيير، تلخي را تجربه كرديم، خودمان تلخ‌كام نشويم و يا فقط تلخي ها را نبينيم. اما دوستي‌هاي ديگران هم همينطور است. يعني خيلي‌ها را مي‌بينم كه از دوستي خود ناراحت مي‌شوند. مشاور: در همه روابط مشكلاتي وجود دارد و نمي‌توانيم از يك رابطه هميشه انتظار خوشي و لذت داشته باشيم. روابط مطلوب يعني اين كه در كنار شيريني، تلخي هم وجود دارد. اين موضوع در روابط زناشويي هم مطرح است. زندگي فراز و نشيب دارد و يكي از ديدگاه‌هاي غلط در زندگي زوجين و حتي يك ارتباط دوستانه اين است كه در اين روابط نبايد هيچگونه ناخوشي و تلخي باشد. درحالي كه ما انسان ها از تقابل اين تفاوت‌ها به رشد و تجربه مفيد مي‌رسيم و نبايد از آن فرار كنيم. من هم سعي مي‌كنم كه نگاه خود را تغيير بدهم و تلاش خودم را مي‌كنم. مشاور: بسيار خوب است. همين كه شما متوجه مشكل ارتباطات خود شده‌ايد، خودش يك گام مثبت و مؤثر است. مقدمه هر تغيير مثبتي در وهله اول تشخيص درست است هنگامي كه شما مشكل خود را به تنهايي يا به كمك ديگران تشخيص داديد مسلماً اولين و مهمترين قدم را براي تغيير مثبت برداشته‌ايد. پس سعي كنيد خوشرو و شاداب باشيد و شيوه ارتباط خود را تغيير دهيد. بايد دوستان خود را همانطور كه هستند دوست داشته باشيد تا راحت‌تر باشيد. شما وظيفه‌اي نداريد كه براي آنها هزينه بكنيد. عجله نكنيد و بتدريج كه روي تفكرات خود كار مي‌كنيد به دوستانتان اجاره بدهيد كه متوجه تغيير شما بشوند، اما آنها مختار هستند كه به اين دوستي ادامه بدهند يا نه. هيچ اجباري نبايد وجود داشته باشد. شما هم بايد دايره دوستان خود را افزايش دهيد و دوستان جديد در موقعيت‌هاي مختلف داشته باشيد. به دنبال دوستان صميمي نباشيد. چون صميميت به مرور زمان و در اثر يك سري تفاهم‌ها به وجود مي‌آيد كه احتياج به زمان دارد و عموماً ما به صميميت از اين لحاظ توجه ويژه مي‌كنيم كه بتوانيم رازها و زندگي خصوصي خود را به ديگران بگوييم و بموقع از آنها كمك بگيريم كه البته اين هدف بدي نيست اما نبايد دوستي ما به صرف صميمي بودن به يك معامله تبديل شود، زيرا انتظارات و توقعات ما و ديگران را افزايش مي‌دهد. البته يك مشكل ديگر من اين است كه گاهي خيلي خوش‌بين و گاهي بدبين مي‌شوم و اصطلاحاً دوقطبي هستم. آيا اين طبيعي است؟ مشاور: البته همه ما آدم ها گاهي احساس بدبيني را داريم اما تكرار و تقويت آن خوب و طبيعي نيست. افراد بدبين به دليل اضطراب‌هايي كه در گذشته خود تجربه كرده‌اند، بيشتر احساساتي عمل مي‌كنند تا عقلاني. مادامي كه شما بدبيني و يا خوش‌بيني زيادي داريد، درواقع اين احساسات شما و تجربيات گذشته شماست كه رفتار شما را هدايت مي‌كند. شما براي كاهش تأثير احساسات نامطلوب گذشته خود بايد بيشتر فكر كنيد و تفكرات مثبت و منطقي خود را بيشتر ملاك عمل قرار دهيد. درحال حاضر بين احساسات و تفكرات شما فاصله زيادي وجود دارد كه اغلب اسباب زحمت و سوءظن شما مي‌شود. شما مي‌بايد براساس تفكر و منطق، ارزش‌هاي فردي خود را تشخيص دهيد و با ارزش‌هاي خود زندگي كنيد تا با احساسات خود كه گاهي مثل يك توفان به زندگي افراد هجوم مي‌آورد ريشه بدبيني شما، احساسات و تجربه‌هاي نامطلوبي است كه در شما اضطراب ايجاد مي‌كند و اگر اين اضطراب شديد شود هيجان‌هايي را در ما ايجاد مي‌كند كه بتدريج زمينه افسردگي و انزوا و بدبيني را ايجاد خواهد كرد. بايد ياد بگيريد كه از فكر خود به خوبي استفاده كنيد و خصوصاً در روابط خود با ديگران بتوانيد منافع فردي و منافع ديگران را بخوبي تشخيص دهيد. آيا به تنهايي مي‌توانم اين تغييرات را ايجاد كنم. مشاور: البته اين خود شما هستيد كه بايد تغييرات را در خود ايجاد كنيد اما با توجه به نوسان روحي و احساس بدبيني كه در شما وجود دارد، حتماً احتياج به كمك يك متخصص و چند جلسه مشاوره داريد كه بتوانيد بتدريج افكار و احساسات خود را تغيير بدهيد. بايد بين احساس و افكار شما تعادل ايجاد شود تا بهترين تصميم را بگيريد. شما يك جوان هستيد كه احتياج به حركت داريد ولي تا زماني كه احساس بدبيني داريد نمي‌توانيد روابط خوبي برقرار كنيد و حركت و رشد رواني – اجتماعي شما كند خواهد بود. ضمن دريافت كمك‌هاي تخصصي توصيه مي‌شود كه در مورد مهارت‌هاي ارتباطي خود نيز كار كنيد، سعي كنيد در ارتباطات خود، شنونده خوبي باشيد و خود را مشتاق ارتباط نشان بدهيد و اين تفكر مثبت را در خود تقويت كنيد كه ديگران هم مي‌توانند بخوبي من باشند و قرار نيست كه دوستان من تمام زندگي من باشند و من هر زماني كه بخواهم مي‌توانم شكل يك ارتباط را در جهت رضايت خودم و دوستانم تغيير دهم و لزومي ندارد كه براي حفظ يك دوستي هزينه‌هاي مالي بپردازم و اين كه هر دوستي مي‌تواند زماني تلخي‌هايي داشته باشد. خودگويي مثبت شما در تغيير تفكرات منفي شما تأثير بسزايي دارد. درحالي كه نياز است كه دوران كودكي شما و روابط شما با خانواده مورد تحليل روانشناختي قرار گيرد ليكن آنچه مسلم است اين است كه حتماً مشكل شما قابل رفع و حل شدن است.

تاريخ ارسال: 1348/10/11

تعداد بازدید: 1173

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |