نویسنده: 7گردون

وب سایت: http://news.7gardoon.com

جام جم آنلاين: سونگ ايل گوك را در ايران و بسياري از كشورهاي آسيايي به نام جومونگ مي‌شناسند.
گفتگو با سونگ ايل‌گوك بازيگر سريال سرزمين بادها خد
اين بازيگر كره‌اي كه اول اكتبر سال 1971 به دنيا آمده است، فعاليت بازيگري را براي تلويزيون از سال 2003 شروع كرد. مجموعه تاريخي «جومونگ» چهارمين كار تلويزيوني اوست و با آن به شهرت بسيار زيادي رسيد. اين مجموعه در فاصله سال‌هاي 2006 و 2007 در كره جنوبي پخش شد. بسياري از كشورهاي آسيايي هم اين مجموعه را روي ‌آنتن فرستادند و جالب است كه جومونگ در اين كشورها هم موفقيت زيادي كسب كرد. اين در حالي است كه قصه اين مجموعه درباره تاريخ كهن كشور كره جنوبي است و يك كار ملي ـ و نه بين‌المللي ـ به شمار مي‌رود. سونگ ايل گوك در اين مجموعه در نقش رهبر اصلي كشور كره جنوبي در دوران باستان ايفاي نقش كرد. وي پس از آن در «سرزمين بادها» كه به نوعي دنباله‌اي بر اين مجموعه بود، نقش نوه خود را به عهده گرفت. اين بازيگر در شرايطي بازي در جومونگ را قبول كرد كه در كار قبلي خود «هائيسين» در نقش كاراكتر منفي قصه ظاهر شد. سونگ ايل گوك پس از بازي در اين چند كار تاريخي، در مجموعه اكشن و ماجراجويانه «گروه فشار» (لابينگ)‌ بازي كرد. اين بار او در چهره‌اي امروزي مقابل دوربين تلويزيون ايستاد. گفتگوي زير زماني با اين بازيگر صورت گرفت كه در ميانه بازي در اين مجموعه بود. بعد از اين مجموعه، او هنوز پيشنهاد بازي در هيچ كار تازه‌اي را نپذيرفته و اين در حالي است كه شنيده مي‌شود از وي براي حضور در چند فيلم سينمايي، دعوت به همكاري شده است. خب، در جومونگ و سرزمين بادها نقش يك شخصيت تاريخي را بازي كرديد. بعد از اين درام تاريخي، كار تازه‌تان چيست؟ بازي در يك مجموعه تازه به نام عامل فشار (لابينگ)‌. اين يك مجموعه جذاب و ديدني اكشن است كه در لوكيشن‌هاي مختلفي فيلمبرداري مي‌شود. ما تازه كار فيلمبرداري در آمريكا را تمام كرده‌ايم. بخش‌هاي مهمي از صحنه‌هاي مجموعه در آسياي جنوب شرقي كار خواهد شد. نقش شما در اين مجموعه چيست؟ در نقش جواني به نام هالي بازي مي‌كنم. اين كاراكتر دوران كودكي و نوجواني پردردسري داشته و در آن ايام هيچ وقت خوشحال نبوده است. در بزرگسالي او تصميم مي‌گيرد وارد فعاليت‌هاي درجه يك اجتماعي شود و با خلافكاران مبارزه كند. جومونگ شهرت زيادي براي شما به همراه آورد. در سفرهاي خارجي، ديدارهاي خوبي با هواداران اين مجموعه داشتيد؟ خب، همه آنها از طرفداران كره‌اي معمول اين مجموعه نبودند. بعضي وقت‌ها هنگام ديدار با آنها خجالت مي‌كشيدم. وقتي در يك كشور خارجي هستي، برخورد با طرفداران كارهايت كمي سخت و عجيب است. قبل از جومونگ هم نقش مهمي در «هائيسين» بازي كرديد؟ همبازي‌تان هان جانه سيوك هم آنجا بود؟ حقيقت را بگويم، 2 نفر نامزد بازي در نقش يوئيم جانگ در هائيسين شده بودند. البته اول به من بازي در اين نقش پيشنهاد شد، اما به خاطر مسائلي كه پيش آمد نتوانستم آن را قبول كنم و تهيه‌كنندگان آن سراغ بازيگر ديگري رفتند. تعدادي از دوستانم به من نصيحت كردند شانس بازي در اين مجموعه را از دست ندهم، زيرا نقشم يك نقش چالش‌برانگيز بود و فرصت‌هاي خوب كاري را در اختيارم مي‌گذاشت، اما در مورد نقش جومونگ بايد بگويم اين دست تقدير بود كه اين نقش را بازي كردم. هم جومونگ و هم هائيسين درام‌هايي تاريخي و اكشن هستند. نقش شما در هر دو مجموعه قوي و تا حدودي شبيه به هم بود. آيا خودتان تفاوت‌هايي بين اين دو نقش مي‌بينيد؟ هر دو مجموعه نهايت تلاش خود را كردند تا كارهايي جذاب و تماشايي باشند. اما شما تفاوت‌هاي آنها را مي‌خواهيد؟ در هائيسين، يك جورهايي نقشم ارتباط خيلي نزديكي با زندگي واقعي خودم داشت. دارم شوخي مي‌كنم! (مي‌خندد)‌ اما امروز كه آن را با جومونگ مقايسه مي‌كنم، حس شخصي خودم اين است كه تفاوت‌هاي زيادي با يكديگر دارند. در هائيسين من آدم بد قصه هستم، ولي در جومونگ نقش آدم خوب ماجرا را بازي مي‌كنم. درباره نوع حضور خود جلوي دوربين چه مي‌گوييد؟ بستگي به نوع نقش و حتي گريم دارد. در جومونگ، ديالوگ‌ها عمق داشت و جد‌ي‌تر بود. وقت زيادي صرف از بر كردن آنها كردم تا بتوانم جلوي دوربين، به شكل صحيحي آنها را به زبان بياورم. خواست كارگردان اين بود كه با وجود تاريخي بودن كار، همه چيز رئال و واقعي به نظر برسد. در هائيسين من با فشار بيشتري روبه‌رو بودم، ‌نوع نقش متفاوت بود و در روزهاي اول كار، شناخت دقيقي از كاراكتر خودم نداشتم. در عين حال، ما در اواسط تابستان داشتيم فيلمبرداري مي‌كرديم و من به آن لباس‌ آهني و گرم عادت نداشتم. تا به آن لباس عادت كنم، به اواخر كار توليد رسيده بوديم. در كل، احساس مي‌كنم جومونگ پروژه بسيار مناسبي براي من بود. معتقدم اين تقدير من بودكه روي صفحه تلويزيون تبديل به جومونگ شوم. تقدير شما؟ وقتي بازي در اين نقش را قبول كرديد مي‌دانستيد جومونگ به معني «استاد و متخصص تير و كمان» است؟ بله. نقش طوري نبود كه بتوانم به آن پاسخ منفي بدهم. نمي‌توانستم خود را از نفوذ آن بيرون بكشم يا به آن فكر نكنم. اين مثل يك طرح و نقشه بود. اين واقعيت كه تو موجودي را به تصوير مي‌كشي كه حكم يك فرمان را دارد، چيزي است كه تو جرات فراموش كردنش را نداري. اهميتي ندارد كه من چه كار مي‌كنم. اين نقش هميشه همراه و در كنار من بود و يك جورهايي با من ارتباط داشت. تا هميشه اين نقش و ياد و خاطره آن در ذهنم و در وجودم باقي‌ خواهد ماند. من حتي براي خودم يك كمان بزرگ خريدم و در طول كار فيلمبرداري از آن استفاده كردم. كار با‌ آن چندان مشكل نبود. مي‌توانم بگويم جومونگ يك جورهايي با اجداد من نسبت دارد. به همين دليل فكر مي‌كنم بازي در اين نقش چيزي بيشتر از يك تقدير بود. واكنش مادرتان وقتي مي‌بيند شما چقدر مشهور شده‌ايد و به عنوان يك بازيگر به موقعيت‌هاي بهتر و بالاتري رسيده‌ايد، چيست؟ مادرم هميشه مشوقم بوده و خواسته‌هايم را تحسين كرده است. او به من جرات حضور مي‌دهد. وقتي نقشي در هائيسين گرفتم، احساسم اين بود كه كنار آمدن با جومونگ كار مشكلي خواهد بود. اين مادرم بود كه به من حس اعتماد به نفس مي‌‌داد و مي‌گفت تو مي‌تواني همه نوع نقش را بازي كني. اين مساله حس خوبي در من ايجاد مي‌كرد و كمك مي‌كرد تا خودم را آماده كنم جلوي دوربين،‌ بهترين بازي‌‌ام را ارائه دهم. بازي در نقش جومونگ و نوه او در سريال سرزمين بادها كار مشكلي بود؟ خب، آمادگي بدني و ورزيدگي خاصي را مي‌طلبيد. شما در همان حال كه روي تپه مشغول اسب‌سواري هستيد، بايد تير را از كمان هم بكشيد. هر دو مجموعه يك سري بدلكاري‌هاي سخت و خطرناك داشت، صحنه‌هاي اكشن اين مجموعه‌ها بايد در يك زمان درست و با وقت كافي گرفته مي‌شد. خوشبختانه ما توانستيم آن صحنه‌ها را بدون اين كه خطري متوجه كسي شود، به سلامت فيلمبرداري كنيم. خيلي طول كشيد تا به اسب و تير و كمان عادت كنيد؟ وظيفه يك بازيگر همين است. قبل از شروع فيلمبرداري مهارت‌هاي لازم مربوط به اين كار را ياد گرفتم و تجربيات خوبي كسب كردم. حاصل كار بشدت تاثيرگذار بود. يادم مي‌آيد سرصحنه فيلمبرداري وقتي كمان سنگين با خودم حمل مي‌كردم، شانه‌هايم مي‌لرزيد. براي من چنين وضعيتي خوب نبود، زيرا داشتم نقش جومونگ را بازي مي‌كردم. مجبور شديم اين صحنه‌ها را دوباره فيلمبرداري كنيم، تا من به وزن سنگين كمان عادت كنم. در طول فيلمبرداري صحنه‌هاي اكشن جومونگ و سرزمين‌بادها زخمي هم شديد؟ البته شدت جراحات آنقدر زياد نبودكه بخواهد باعث دردسر شود. خوشبختانه آنها عميق و خطرناك نبودند. وقتي داريد در كارهاي تاريخي بازي مي‌كنيد، چنين چيزهايي طبيعي است. شما بايد بسرعت اسب‌سواري كنيد، بجنگيد. با شمشير و تير و كمان سر و كار داشته باشيد و مسائلي از اين دست. در هر دو مجموعه، ضروري بودكه در صحنه‌هايي به صورت برعكس سوار اسب شوم و از پشت اسب‌سواري كنم. مي‌دانستم اين صحنه‌ها ممكن است خطرناك باشد، ولي جزو ضروريات قصه بودند. اما انكار نمي‌كنم كه هنگام بازي در اين صحنه‌ها كمي ترسيده بودم. بازي در چنين مجموعه‌‌هايي سخت و آزار‌دهنده است؟ به هر حال،‌ هم از نظر فيزيكي كار سختي است و هم از نظر حسي، بويژه وقتي قرار باشد نقشي را بازي كنيد كه به‌آن عادت نداريد، كارتان مشكل‌تر مي‌شود. اما يك مساله را فراموش نكنيد. نكته مثبت قضيه اين است كه وقتي يك نقش مشكل را بازي مي‌كنيد، تجربه بيشتر و بهتري كسب مي‌كنيد كه در كارهاي آينده‌تان به دردتان مي‌‌خورد. براي بازي در نقش نوه جومونگ در سرزمين بادها مجبور شديد نوع مدل موي خود را عوض كنيد و ريشتان را بتراشيد. نوع نقش مي‌طلبيد اين اتفاق بيفتد. در عين حال، نكته عجيب اين بود كه بازيگر نقش مادر من همسن و سال خودم است، در حالي كه بايد از من بزرگ‌تر باشد! (مي‌خندد)‌ بايد من آن گريم تازه را انجام مي‌دادم تا قصه واقعي‌تر به نظر برسد. از آنجا كه كار فيلمبرداري مدت زمان خيلي زيادي وقت برد، من مجبور بودم هرچند روز يكبار اصلاح سرم را عوض كنم. ترسيده بودم كچل شوم (مي‌خندد)‌. سخت‌‌ترين صحنه‌اي‌‌‌ كه فيلمبرداري كرديد كدام صحنه بود؟ بعد از پايان هر كاري ترجيح مي‌دهم سختي‌‌ها و مشكلات آن را فراموش كنم. اما آنچه مرا در ارتباط با سرزمين بادها خشنود مي‌كند، اين است كه نقش يك كاراكتر خوش‌بين را بازي كردم. خب، طبيعي است كه بازي در بعضي صحنه‌هاي آن كمي سخت بود. برخي از صحنه‌هاي مجموعه نيمه‌‌هاي شب و در دل زمستان فيلمبرداري شدند. به قول بعضي از بچه‌هاي گروه، انگار در خود جهنم بوديم. بعضي وقت‌ها شدت سرما به قدري بود كه يخ مي‌زديم، پشت صحنه كلي لباس گرم به تن مي‌كرديم و وقتي مي‌خواستم جلوي دوربين بروم، مدت زمان زيادي وقت مي‌گرفت تا آنها را از تنم درآورم! (مي‌‌خندد)‌ پس از بازي در اين صحنه‌ها، كاملا احساس مي‌كردم خالي و تهي شده‌ام. اما اين مساله اهميت زيادي نداشت، زيرا مي‌دانستم كه دارم يك نقش خوب و قابل توجه را بازي مي‌كنم. مي‌دانستم كه اين مجموعه هنگام نمايش، تاثير خوب و بزرگي روي بينندگان خود خواهد گذاشت. مي‌گويند به فيلمبرداري و كار ويدئويي علاقه زيادي داريد؟ بله. هميشه از نزديك آخرين تحولات مربوط به تكنولوژي و دوربين‌هاي فيلمبرداري را دنبال مي‌كنم. به كامپيوترم لقب سوپر كامپيوتر را داده‌ام، زيرا حجم مطالب و اطلاعاتي كه درباره دوربين‌هاي فيلمبرداري داخل آن ريخته‌ام بي‌نهايت زياد است. يك روز بايد عكس‌‌هايي را كه گرفته‌ام به شما نشان بدهم. هميشه براي عكس‌هايي كه مي‌خواهم بگيرم تحقيق زيادي مي‌كنم. هر روز كه مي‌گذرد علاقه‌‌ام به دوربين (هم عكاسي و هم فيلمبرداري)‌ بيشتر مي‌شود. آيا بعد از جومونگ و سرزمين بادها نوع زندگي‌تان تغيير كرده است؟ در هر دو بعد زندگي شخصي و هنري مي‌پرسم. به دليل خجالتي بودنم، زندگي‌ام كمي تغيير كرده است. به عنوان يك انسان عادي، تو مي‌بيني كه حالا همه دنيا نام تو را مي‌داند. نمي‌خواهم بگويم شهرت را دوست ندارم، ولي بعد از موفقيت جومونگ اوضاع من خيلي تغييرات عمده‌اي نداشته است. در كنار تحسين و تمجيدها با برخوردهاي سرد و تلخ هم روبه‌رو بوده‌ام. ولي قرار نيست شما با كارتان همه را خشنود و راضي كنيد. آيا شهرت و موفقيت باعث شده تا خلوت خود را از دست بدهيد؟ بله و اين براي من خيلي سخت و مشكل است، زيرا آدمي كنجكاو و راحت هستم. اگر چيزي را دوست داشته باشم، دلم مي‌‌خواهد آن را از يك فروشگاه بخرم. اما از آنجا كه چهره‌ام شناخته شده است، نمي‌‌توانم براحتي اين كار را انجام بدهم. شما نمي‌توانيد در كوچه و خيابان صورتتان را بپوشانيد. مردم مستقيما به سمت شما مي‌آيند و ديگر خبري از خلوت و زندگي شخصي نيست. نكته مهم اين است كه شما نسبت به كوچك‌ترين حركت خودتان هم مسوول هستيد و بايد دقيقا مراقب رفتار و كارهاي خود باشيد. انگار همه جا چشم‌هاي زيادي در تمام مدت مراقب شما و كارهايتان هستند. كنار آمدن با اين وضعيت كمي سخت است، ولي من كسي را بابت آن سرزنش نمي‌كنم. اين طبيعت كار ماست كه چنين چيزهايي را مي‌طلبد و من وقتي بازيگر شدم با عواقب آن آشنا بودم. كلوزو مترجم : كيكاووس زياري

تاريخ ارسال: 1348/10/11

تعداد بازدید: 981

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |