نویسنده: 7گردون

وب سایت: http://news.7gardoon.com

كنفرانس بين المللي اسب اصيل تركمن و هنرجهاني نگهداري اسب اصيل، طي روزهاي دوم تا چهارم ارديبهشت در عشق آباد پايتخت تركمنستان برگزار شد، كه هيئت ايراني با ارائه مقالات علمي و قابل ملاحظه، حضور جدي و پررنگ در اين همايش داشت
قرنطينه، ارتباط ما رابا دنيا  قطع كرده است
دكتر فريدون اميني، از جمله شركتكنندگان در اين همايش و ارائهكننده يكي از سخنرانيهاي هيئت ايراني بود، براي بررسي پيامدهاي اين همايش و گفتوگو درباره جايگاه و وضعيت علمي كشور، در زمينه علم پرورش و نگهداري اسب پاي صحبتهاي اين محقق و پژوهشگر نشسته ايم كه ميخوانيد: آقاي اميني كنفرانسي كه شما در آن شركت كرديد به لحاظ كليات نشان دهند چه رويكردي بود؟ كنگره بين المللي و علمي كنفرانس اسب اصيل تركمن و هنر جهاني پرورش اسب، يا به عبارتي : INTERNATIONAL SCIENTIFIC CONFERENCE «TURKMEN HORSE AND HORSE BREEDING ART OF THE WORLD« از جمله كنگرههاي ساليانهاي است كه كشور تركمنستان براي ارتقاء وضعيت كيفي و تثبيت بيشتر جايگاه جهاني اسب اصيل تركمن در دنيا برگزار ميكند و امسال هم به دنبال همان سياستهاي قبلي با حضور شركتكنندگان و كارشناساني از كشورهاي مختلف جهان برگزار شد كه هيئت ايراني هم در اين همايش حضوري قوي از خود نشان داد و در برخي از موارد ديدگاههاي ارائه شده، تحسين حاضرين را بر انگيخت. حضور قربان قلي بردي محمداف، رئيس جمهور تركمنستان كه سوار بر اسب ظاهر شده بود و در ميدان نمايش ميداد، و حضور اسب در همه شئون زندگي تركمنها نشان از اهميت اين مقوله در كشور تركمنستان دارد و بايد گفت كه اسب به عنوان يك نماد و سمبل، نقش عمدهاي در اين كشور بازي ميكند و به عنوان يك عنصر عمده فرهنگي عمل ميكند. شركت كنندگاني كه در اين كنگره مقاله ارائه كردند چه كساني بودند؟ از جمله شركتكنندگان اين همايش، دكتر ميرشاهي از دانشگاه مشهد بود كه سخنراني شان بسيار مورد توجه قرار گرفت. همچنين آقاي دكتر وجهي از دانشگاه تهران هم از ديگر شركتكنندگان بودند و تعدادي مقاله ديگر هم ارائه شد. مقالات ما 100 درصد علمي بود، و با استقبال زيادي روبهرو شد، مقالاتي هم از ديگر كشورها مثل روسيه قرقيزستان، اوكراين، و خود تركمنستان ارائه شد كه متاسفانه به دليل مشكل ترجمه، زياد مورد استفاده قرار نگرفت. هرچند كه آقاي دكتر قيادي مقالات را از انگليسي به زبان تركمني ترجمه ميكردند كه از درايت و دانش ايشان حكايت دارد و در عين حال ايشان با اراده و دانش كاملي كه داشتند، گروه را به خوبي هدايت كردند، تا جايي كه مسئول پرورش اسب روسيه خيلي از هيئت ايراني تجليل كرد. مقالهها درباره چه مسائلي بود؟ مقاله من درباره بررسي خصوصيات توليد مثلي ماديانهاي تركمن بود كه با «پاور پوينت» ارائه شد. مقاله دكتر وجهي و آقاي دكتر ميرشاهي هم درباره اكوكارديوگرافي اسب بود، كه خيلي جالب بود و مورد توجه قرار گرفت و در كنار آن، آنها يك ورك شاپ هم در يك اسب داري انجام دادند و اسبها را اكوكارديوگرافي كردند كه با استقبال روبهرو شد. مقاله دكتر نجاتي درباره شناسايي اسبهاي تركمن از طريق تست دي اناي بود كه آن هم مقالهاي بسيار علمي و عميق بود. ظاهرا رابطه تركمنها با اسب خيلي خوب است؟ بله، حتي رئيس جمهورشان، خيلي به اسب علاقه داشت، اسب داشت و پرورش دهند اسب بود و سواركار خوبي هم بود و ميگفتند كه حتي پيشنهاد داده بود جلوي هرخانهاي يك اسب بسته شده باشد. اما در كل به نظر من،در آنجا بيش از اندازه به اسب بها داده شده بود كه فكر ميكنم درست نيست. بايد هرچيزي جايگاه خاص خود را داشته باشد. در هر ميداني كه ميرفتيم يك يا چند مجسمه اسب را ملاحظه ميكرديم. شايد ميداني نبود كه اسبي در آن نباشد، و اين نوعي زياده روي محسوب ميشود. برعكس كشور ما كه اين حيوان اين قدر محروم است، در آنجا هرچه تابلو در ديوار بود اسبي را نشان ميداد كه همه اش هم عكس اسبهاي تركمن بود. اين اسبها واقعا همگي نمونه اسب اصيل تركمن بودند؟ حقيقت اين است كه به نظرمن، از خون اسبهاي تروبرد در اين اسبها ديده ميشد، اما وقتي كه من اين مسئله را عنوان كردم با اعتراض بسيار شديدي روبهرو شدم. به گونهاي كه ميگفتند اين بزرگترين توهين به مااست و معتقد بودند كه اسب تروبرد در خود خون اسب تركمن دارد ونه برعكس. اين بود كه به دليل تعصب بسيار بالايي كه وجود داشت، ديگر در اين باره چيزي نگفتم. در آن كشور از اسبها چه استفادهاي ميشود؟ علاوه بر كورس ها، در سيركها از اين اسبها استفادههاي نمايشي خوبي ميكردند كه بسيار زيبا بود. جوانهاي سبك وزن و ورزش كار، با بدنهاي ساخته شده و مسلط به ژيمناستيك و چابك سواري، حركات بسيار زيبايي بر اسب انجام ميدادند و اسبها سردست ميزدند و بازي ميكردند و به تماشاچيها تعظيم ميكردند كه همگي حركات زيبايي بود كه در نهايت اين كارها ارزش اسب را بالا ميبرد. به نظر من براي ارتقاء جايگاه اسب در ايران هم بايد سيركي باشد كه اسب عرب ايراني نشان داده شود وحركات نمايشي انجام شود كه هم مردم سرگرم شوند و هم اين اسبها كمي بيشتر مطرح شوند. اما متاسفانه دركشور ما به اين مقوله بها نميدهند، در حالي كه قابليت هايش وجود دارد. آيا در آنجا امكان اينكه اسبهاي تركمن ايران هم به عنوان نمونه اسبهاي تركمن ارائه شوند وجود داشت؟ واقعيت اين است كه من تعداد زيادي عكس از اسبهاي تركمن ايران تهيه كرده بودم كه در آنجا ارائه دهم. اما يكي از پرورش دهندگان اسب به من گفت كه بهتر است اصلا اين عكسها را نشان ندهي. براي اينكه اينها در مقابل اسبهاي تركمن آنها وجههاي نخواهند داشت. چون در آنجا روي اسبهاي تركمن كار زيادي شده است و فاصله بسيار زيادي با اسبهاي تركمن ايراني دارند. به هرحال هرچند از نظر كلي و اقتصادي و فرهنگي، ما خيلي از آنها جلوتر هستيم، اما در پرورش اسب تركمن اصلا در سطح آنها نيستيم. آيا اسبهاي تركمن ايران قابليت ارتقاء ندارند؟ در ايران هم ميتوان روي اين مسئله كار كرد، اما احتياج به صرف هزينه دارد. يك جفت گيري و گرفتن يك كره نزديك به دو ميليون تومان هزينه دارد و اينها احتياج به اسپانسر دارد و زمان ميخواهد. كارهاي تحقيقاتي شما شامل چه مواردي است؟ كارهاي تحقيقاتي متعددي در حال انجام است كه يكي از آنها انتقال و انجماد جنين اسب تركمن است و درحال حاضر هم يك ماديان داريم كه به روش انتقال جنين حامله شده است و فكر ميكنم براي اولين بار در ايران تجربه ميشود كه حدود دوماه ديگر زايش ميكند. طرحهايي هم درباره تلقيح مصنوعي و گرفتن فريز اسپرم و ارزيابي مدياهاي مختلف براي نگهداري اسپرم وجود دارد كه روي آنها هم كار ميشود. به هرحال بخش فعال و مرتبي است و داريم كار ميكنيم. البته يكي ازمشكلاتي كه داريم تعليم اين اسبهاست و من بايد روزي دو يا سه ساعت خارج از وقت اداري به تعليم اين اسبها بپردازم و غير از من كسي نيست كه سوار شود و اين مسئله وقت گير است و زمان ميبرد. اين كار اگرچه وقت زيادي ميگيرد، ولي لذت بخش است. اين كار حتي كمي هم خطرناك است و من بارها و بارها بيمارستان رفته ام و دماغ و پايم شكسته است و آسيبهاي متعددي ديده ام. علت عدم استقبال كافي از اسب در ايران چيست؟ متاسفانه، اسب ناشناخته است و استقبالي از آن نميشود و براي برخيها توجيهي ندارد. عدهاي فكر ميكنند كه مردم بيشتر نياز به شير و گوشت دارند تا اسب. به اين دليل است كه اين حيوان نقشي در زندگي اجتماعي مردم ندارد. در اين شرايط، اسبها فقط هزينه دارند و پرورش اسب درآمدي ندارد و نگهداري اش اقتصادي نيست. در مسابقات هم كه متاسفانه فرهنگ پاييني حاكم است و حتي به اسب ترياك هم ميدهند و ترفندهايي براي بردن يا نبردن اسب به كار ميبرند كه اين حوزه را هم آلوده ميكند. شما از چه زماني با اسب آشنا شديد؟ بچه كه بودم در خانه اسب داشتيم. يادم است كه در سال 1347 طاعون اسبي آمد و همه اسبها مردند. حتي بيشتر الاغها هم مردند. ما در دزفول، اسب سياهي داشتيم كه خيلي دوست داشتم. اين اسب افتاده بود و دست و پا ميزد كه كساني آمدند و تيري به مغزش زدند كه راحت شود. اين مسئله هنوز هم از يادم نرفته است. البته يك دوره هم در دانشكده دامپزشكي، آموزش سواركاري ديدم. به هر حال وقتي كه ده سال پيش اين اسبها را در اينجا در اختيار من قرار دادند چيزهايي داشتم وكارهايي در اين حوزه كرده بودم. در دوره سربازي هم دو سال تمام در كانون سواركاران كه در خرگوش دره بود، با اسبها كار كرده بودم. ده سالي هم هست كه در اينجا در كنار اسبها هستم: تعليم ميدهم، مقاله مينويسم وكارهاي تحقيقاتي انجام ميدهم و فصل نامهاي هم در اين باره هست كه منتشر ميكنم. درحوزه آموزش هم يك دوره كارورزي هست كه دو واحد است و دانشجويان در اينجا اين دوره را ميگذرانند و من به آنها آموزش ميدهم. شما فكر ميكنيد سيستم دولتي ميتواند مروج خوبي براي اسب باشد؟ سيستم دولتي در همه جاي دنيا، نگهدارنده خوبي نيست. همه چيز بايد تحويل بخش خصوصي شود كه اين كار الان دارد انجام ميشود. به نظر من دولت ميتواند فقط به عنوان سوپروايزر و سرپرست عمل كند. بخش دولتي كه نميتواند شو، كورس و سيرك بگذارد و وارد اين كارها شود. بهتر است همه اينها كه شامل بيش از 90 درصد امور است به بخش خصوصي واگذار شود و بقيه كارها كه كمتر از 10 درصد است در دست دولت باشد. كمي هم درباره كار انتشار نشريه «بيماريهاي مشترك» توضيح دهيد. مدت چهار سال است كه انتشار اين مجله را شروع كرده ام. مطالب اين نشريه بيشتر درباره رشته من و بيماريهاي مشترك بين انسان و دام و فراودههاي دامي است و در هرشماره چند تا از اين بيماريها را توضيح ميدهم. همكاران من در اين نشريه هم بيشتر چهرههاي دانشگاهي و پزشكهاي متخصص هستند، كه به خاطر علاقهاي كه دارند با من همكاري ميكنند. در انتها نظر خودتان را درباره قرنطينه اسب و مشكلاتي كه در اين باره براي كشورما وجود دارد، بيان كنيد. چند بيماري در كشور ما هست كه اصلا نبايد وجود داشته باشد و مربوط به سالهاي بسيار قبل است. اگرچه اين بيماريها در ميان جمعيت اسبهاي شهري ممكن است نباشد، ولي به طور كلي نمونههايي از اين بيماريها در كشور ديده ميشود كه گويا از مرزها وارد ميشود. اين در حالي است كه اين بيماري ها، مدت هاست كه در دنيا ريشه كن شده است. همين مسئله مانع صادرات اسبهاي ماست و ارتباط ما با دنيا را قطع كرده است. به نظر من، بايد در اين باره كارهاي اساسي انجام شود و نهادهاي دولتي و بودجههاي كلان براي اين امر لازم است تا با كمك كمك بخشي خصوصي، با حذف اين بيماريها اعتماد جامعه بين الملل درباره اسبهاي ما احيا شود. منبع: روزنامه اقتصادی آسیا

تاريخ ارسال: 1348/10/11

تعداد بازدید: 4710

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |