نویسنده: 7گردون

وب سایت: http://news.7gardoon.com

نمایش چهره ای ضدبشری و هولناک از اسلام، کوبیدن بر طبل تفرقه و شکاف بین مسلمانان، گسترش خشونت، دهشت افکنی و کشتار انسان های بیگناه بخشی از کارنامه جریان های تکفیری در سال های گذشته بوده است.

با نگاهی به تحولات گذشته و کنونی جهان اسلام، ریشه بسیاری از این رخدادها را می توان برآمده از اندیشه ها و دیدگاه های سیاسی-مذهبی دانست که بر بستر تاریخ جوامع اسلامی رشد و نمو یافته است.

یکی از این جریان های فکری، اندیشه «سلفی گری تکفیری» است که طی نزدیک به 2سده، ریشه گرفته، نضج یافته و اکنون به یکی از مهمترین کانون های شکل دهی به تحولات جهان اسلام به ویژه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تبدیل شده است.

البته جغرافیای اثرگذاری این کانون بر تحولات جاری، پهناورتر از کشورهای اسلامی است تا جایی که شعاع گستره یاد شده، سراسر جهان از شرق تا غرب را در بر می گیرد، ولی بیشترین نمود و بروز رشد و گسترش سلفی گری تکفیری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا قابل مشاهده و رصد بوده است.

در شرایط کنونی، بخش قابل توجهی از تحولات جهان اسلام، از شرق آسیا تا دل قاره سیاه، پیامد مستقیم کنشگری رهبران و پیروان شاخه های پرشمار سلفی گری تکفیری است، بدین ترتیب شناخت ریشه ها و باورهای مشترک و اساسی این جریان، اهمیتی بسیار دارد.

** تکفیر و وهابی گری، میوه نامیمون سلفی گری

در ریشه یابی اندیشه و دیدگاه های سلفی های تکفیری باید به مفهوم و تاریخچه سلفی گری و تکفیر اشاره کرد.

سلفی گری به مجموعه آرا و اندیشه هایی گفته می شود که به دنبال بازگشت به ارزش ها و اصول نخستین و بنیادین اسلام است.

شماری از متفکران کشورهای اسلامی، طی سده های گذشته گرفتاری های جوامع خود و نیز زوال قدرت و شکوه پیشین حکومت های اسلامی را پیامد کم رنگ شدن یا بی توجهی به اصول و ارزش های یاد شده و انحراف در آموزه ها و احکام اسلامی دانسته اند.

این متفکران با نامیدن سه سده نخست تاریخ اسلام و نیز آموزه ها و احکامی که به باور آنان در این بازه زمانی بر اندیشه و عمل مسلمانان حاکم بوده با عنوان «سلف»، هدف اصلی خود را بازگشت به قوانین فقهی، اصول و ارزش های سلف برشمرده اند.

سلفی ها مدعی هستند که پس از سه سده نخست تاریخ اسلامی، انحراف های بسیاری در آموزه ها و احکام اسلامی پدیدار شده و از این رو باید همه آنچه چهره راستین اسلام را پوشانده به دور ریخته شود.

با توجه به آنچه گفته شد، سلفی ها مخالفت خود با دیگر مذاهب اسلامی، از جمله مذاهب چهارگانه اهل سنت را آشکار ساخته و بسیاری از باورها و اصول اولیه این مذاهب را باطل دانسته اند.

هر چند بسیاری از متفکران اسلامی در سده های پیشین بایسته های بازگشت به اسلام راستین را نقطه آغازین اندیشه ورزی خود قرار داده اند، اما سلفی ها با کنار گذاشتن عقل در فهم و تفسیر آیات قرآن، سنت و شیوه عمل سلف صالح، زاویه و اختلاف خود با دیگران را آشکار ساختند.

در زمانی که سلفی ها به دنبال گسترش و تبلیغ افکار خود بودند، متفکر اسلامی چون «سید جمال الدین اسد آبادی» (1275-1217 خورشیدی) بر پایه اندیشه بازگشت به اسلام راستین، راه برون رفت از گرفتاری های جوامع اسلامی را اتحاد جهان اسلام، مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی در کشورهای اسلامی و بهره جویی از دستاوردهای علمی غرب می دانست.

در برابر، بسیاری از سلفی ها با گذر از ایستگاه «وهابی گری»، روز به روز بر تندروی های خود افزوده و در مسیر دوری از عقلانیت بر یکدیگر پیشی می گرفتند.

وهابی گری را می توان نقطه عطفی در تاریخ سلفی گری به شمار آورد. هر چند بسیاری از سلفی های تندرو دیدگاه های خود را برگرفته از اندیشه های «احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی» معروف به «ابن تیمیه»، مفسر و مفتی سده سیزدهم و چهاردهم میلادی (هفتم و هشتم هجری) قلمداد می کنند، اما زیر تاثیر باورهای «محمد بن عبدالوهاب» بنیانگذار وهابی گری (در سده دواردهم هجری) قرار دارند.

از مهمترین محورهای اندیشه ابن تیمیه می توان به رد هرگونه اندیشیدن در فهم قرآن و سنت پیامبر، مخالفت با بزرگداشت پیامبر و خاندان او، زیارت، توسل و ساخت مقبره برای بزرگان دین حتی پیامبر اسلام و نیز مخالفت با مذاهب اسلامی اشاره کرد.

ابن تیمیه همچنین بر شیعیان تاخته و به اتهام نفی توحید با مصداق هایی چون فرهنگ توسل به پیامبر و امامان شیعه، مسلمان بودن آنان را زیر سوال برده است.

با وجود این اندیشه ها و دیدگاه های تند و اختلاف برانگیز، محمد ابن عبدالوهاب خود در سرزمین حجاز (قلمرو کنونی عربستان سعودی) پایه گذار جریانی شد که تندروترین جریان سلفی به شمار می رود.

در این پیوند، یکی از مهمترین ابزارها و انگاره های سلفی های تندرو به ویژه وهابیان، «تکفیر» یا غیر مسلمان دانستن دیگران بوده است.

سلفی های تندرو با دگرگونی تقسیم بندی سنتی جهان از دید متفکران اسلامی به «دار الاسلام» (سرزمین مسلمانان) و «دار الکفر» (سرزمین غیر مسلمانان)، دارالکفر را «دار الحرب» (سرزمین جنگ) نامیده اند؛ به این معنا که وظیفه اصلی مسلمانان را مبارزه برای ریشه کن کردن کافران یا تکفیرشدگان برشمرده و بر مبارزه آشتی ناپذیر با غیر مسلمانان و نیز پیروان دیگر مذاهب اسلامی به ویژه شیعیان تاکید دارند.

در همسنجی با دیگر جریان های سلفی میانه رو، سلفی های باورمند به تکفیر یا همان سلفی های تکفیری آرمان اصلی خود را «برقراری حکومت خداوند» در جهانی قلمداد می کنند که در وضعیت «جاهلیت» به سر می برد و از این رو باید از «جهاد» برای پاک کردن زمین از جاهلیت بهره جست.

با توجه به آنچه گفته شد، در سال های گذشته دهشت افکنی (تروریسم)، خشونت افسار گسیخته و کشتار تکفیر شدگان بر پایه اهداف یاد شده و زیر نام جهاد به دست تکفیری ها صورت گرفته است.

افزون بر وهابی گری، برخی جریان های همسوی سلفی نیز در کشورهای اسلامی در دهه های گذشته شکل گرفته است.

به عنوان مثال، ریشه بسیاری از تندروی های مذهبی خاورمیانه و شمال آفریقا را می توان در اندیشه های متفکرانی چون «ابوالاعلای مودودی» متفکر اسلام گرای شبه قاره هند، «حسن البنا» بنیانگذار جماعت «اخوان المسلمین» مصر و «سید قطب» نظریه پرداز اسلام گرای مصری در سده گذشته جست و جو کرد.

هر چند این اندیشمندان از بنیانگذاران بنیادگرایی اسلامی سده بیستم بوده اند، اما با گذشت سال ها، این بنیادگرایی به سمت خشونت طلبی و سلفی گری تکفیری سوق یافت و پیامدهای ناگواری را به بارآورد.

** سلفی گری تکفیری، غده ای سرطانی در پیکر جهان اسلام

بر خلاف بسیاری از آرمان هایی که سلفی های تندرو در توجیه اندیشه و کنشگری خود بر آن تاکید دارند، شکل گیری مکتب تکفیر بر بنیان برخی اهداف سیاسی رخ داده که بنیانگذاری وهابی گری نمود آشکار این انگاره است.

در سده دوازدهم هجری، محمد بن عبدالوهاب توانست با ایجاد پیوندی سیاسی-مذهبی با «محمد بن سعود» زمینه های قدرت گیری آل سعود در حجاز را فراهم و از این راه وهابی گری را گسترش دهد.

با نگاهی به تحولات جاری جهان اسلام نیز دست افزار بودن سلفی گری تکفیری و قرار گرفتن این جریان فکری در دست صاحبان قدرت و ثروت آشکارا به چشم می آید.

در برابر، سلفی گری تکفیری نیز با پشتیبانی برخی کشورهای ثروتمند منطقه همواره به دنبال تبلیغ و افزایش شمار پیروان خود بوده است.

همین همزیستی حیاتی سبب شده تا امکانات دولت های یاد شده برای پشتیبانی بیشینه از سلفی گری تکفیری بسیج شود، غافل از اینکه تندروی هایی از این دست، از دید برخی ناظران حتی می تواند گریبانگیر حامیان سیاسی و اقتصادی تکفیری ها شود.

تجربه تحولات گذشته و کنونی نشان می دهد تندروهای مذهبی در شرایطی حتی به روی پشتیبانان خود اسلحه کشیده و موجودیت و منافع آنان را نشانه رفته اند.

شکل گیری طالبان در افغانستان برای جهاد با متجاوزان ارتش اتحاد جماهیر شوروی که با پشتیبانی آمریکایی ها در دهه های گذشته رخ داد و سپس دردسرهای فراوانی که در این پیوند برای واشنگتن ایجاد شد، تاییدی بر این ادعا است.

در شرایط کنونی، حتی برخی تحلیلگران به دشواری های پیش روی حاکمان ریاض اشاره و گسترش غیر قابل کنترل سلفی گری تکفیری را چالشی در آینده عربستان سعودی قلمداد می کنند.

نکته جالب توجه اینکه، با وجود تاکید چهره های شاخص تکفیری بر بایسته های مبارزه با دشمنان اسلام، در سال های گذشته هیچ تهدید جدی از سوی سلفی های تکفیری متوجه صهیونیست ها و رژیم اشغالگر قدس نشده است.

چشم پوشی مطلق سلفی های تکفیری از آرمان ستیز با صهیونیست ها به عنوان دشمنان اصلی جهان اسلام در حالی است که کشتار همکیشان مسلمان از مهمترین دستورهای کار تندروهای مذهبی است.

کمتر روزی است که از سوریه اخبار یا تصاویری مربوط به سلاخی مسلمانان به ویژه شیعیان و علویان در رسانه ها انعکاس نیابد.

در کشورهایی چون افغانستان و پاکستان، اقدام های خشونت بار گروه های تندروی مذهبی وابسته به شبکه جهانی دهشت افکنان تکفیری یعنی «القاعده» و عملیات انتحاری علیه مردم عادی به بخشی از زندگی روزانه شهروندان این کشورها تبدیل شده است.

در عراق هر چند مردم خود را رها از سایه هولناک دیکتاتور پیشین یعنی «صدام حسین» و نیز اشغالگران آمریکایی می بینند، اما در سال های گذشته این کشور صحنه عملیات دهشت افکنانه گروه های تندرو و تکفیری بوده است.

در روزهای میانی دی ماه پارسال، گروه تندروی مسلح «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) وابسته به القاعده حتی شهر «فلوجه» در استان «الانبار» عراق را تصرف و چالشی بزرگ برای امنیت ملی و مردم این کشور ایجاد کرد.

حمله سلفی های تندرو به روستایی در استان «جیزه» مصر و کشتار هولناک تنی چند از شیعیان در تیرماه سال گذشته نیز نمونه ای از اقدام های خشونت بار و غیر انسانی تکفیری ها در این کشور بوده است. افزون بر این، اقلیت هایی چون قبطیان (مسیحیان مصر) نیز هدف دهشت افکنی این گروه های تکفیری در مصر بوده اند.

سال گذشته در پی عملیات مسلحانه و اقدام های دهشت افکنانه گروه های تندرو در لبنان، سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت هدف حمله «گردان عبدالله عزام» قرار گرفت؛ گروهی که با وابستگی به شبکه جهانی دهشت افکنی سلفی های تکفیری، سبب کشته شدن 23 تن و زخمی شدن 146 نفر شد.

به جز جمهوری اسلامی ایران که با مساله افزایش تهدیدهای امنیتی از سوی گروه های تکفیری (به ویژه در مناطق مرزی) روبرو بوده، همسایگانی چون ترکیه نیز به نوعی با این چالش دست و پنجه نرم می کنند.

به عنوان مثال، در ابتدای بهمن ماه سال گذشته، رسانه های ترکیه به نقل از منابع امنیتی این کشور از آماده باش پلیس و نیروهای امنیتی برای جلوگیری از اقدام های دهشت افکنانه داعش خبر دادند.

در این پیوند، اطلاعات به دست آمده در زمینه ورود اعضای گروه یاد شده به ترکیه برای انجام عملیات دهشت افکنانه در شهرهای بزرگی چون آنکارا و استانبول دلیل آماده باش نیروهای امنیتی و پلیس عنوان شد.

** جمع بندی

با توجه به آنچه گفته شد، اقدام های خشونت بار گروه های تکفیری و گسترش دایره کنشگری تندروهای مذهبی را می توان در شرایط کنونی از اصلی ترین دلایل بروز ناامنی و ناآرامی بسیاری از جوامع اسلامی دانست؛ خطری که به واسطه افزایش فعالیت های تبلیغی، جذب نیرو و یارگیری گروه های یاد شده روز به روز بر ژرفا و دامنه آن افزوده می شود.

در این ارتباط، پشتیبانی های گسترده سیاسی و مالی برخی دولت ها سبب شده تا در مناطق فقیر و محروم، یارگیری گروه های تندرو مذهبی با شتاب بیشتری به پیش رود.

در کنار ناکامی بسیاری از خواسته های مردمسالاری خواهانه جوامع عربی- اسلامی و افزایش تکاپوی تندرو های مذهبی در کشورهایی چون سوریه، عراق، نیجریه و ... ، روند تحولات کنونی جهان اسلام به سمتی است که در آن بنیادگرایی افراطی و رشد گرایش های سلفی گری تکفیری در قامت بزرگترین چالش پیش روی جوامع اسلامی ظهور می یابد.

افزون بر کشورهای اسلامی، بسیاری از کشورهای غربی نیز از این چالش بزرگ برکنار نخواهند ماند. اقدام های دهشت افکنانه «ولگاگراد» و «بوستون» که سال گذشته در روسیه و آمریکا رخ داد و به ادعای مقام های این 2 کشور از کانون گروه های تندروی منطقه قفقاز، امنیت ملی کرملین و واشنگتن را خدشه دار ساخت، نمونه ای از تهدیدهایی است که گستره ای جهانی دارند.

به این ترتیب، مبارزه همه جانبه با تهدید افراطی گری و به طور ویژه سلفی گری تکفیری که به شکل غده ای سرطانی در دل جهان اسلام در حال رشد است، بایسته ای گریز ناپذیر به نظر می رسد.

ایرنا/

تاريخ ارسال: 1393/3/18

تعداد بازدید: 1078

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |