نویسنده: 7گردون

وب سایت: http://news.7gardoon.com

جام جم آنلاين: برخي بازيگران هستند كه حتي اگر كمتر آنها را در فيلم و سريالي مي‌بينيم، اما در حافظه ما ماندگار هستند؛ هم نامشان و هم برخي نقش‌هايي كه ايفا كرده‌اند.
با كاظم افرندنيا بازيگر سريال خانه بي‌پرنده از باز
كاظم افرندنيا از جمله اين بازيگران است كه يكي، دو دهه قبل او را در تلويزيون و سريال‌هايش خيلي زياد مي‌ديديم. او زماني اكثر بدمن‌هاي تلويزيوني و سينمايي را بازي مي‌كرد و حضور پررنگي در تلويزيون داشت. به غير از نقش خالد در فيلم «سفير»، يكي از نقش‌هاي ماندگاري كه از او در ذهن داريم به سريال «خاله سارا» برمي‌گردد كه وي نقش صفدر زالو را بازي مي‌كرد. اما الان سال‌هاست كه افرندنيا را در سريال‌هاي تلويزيوني نمي‌بينيم به همين خاطر به بهانه حضور او در سريال «خانه بي‌پرنده» به سراغ اين بازيگر پيشكسوت اهل نائين رفتيم كه برخلاف چهره جدي و خشمگين و نقش‌هاي منفي كه بازي كرده، مهربان و صميمي بود و البته با درددل‌هاي فراوان از سينما و عالم بازيگري. افرندنيا آنقدر از حرفه بازيگري و فقدان امنيت شغلي در اين حرفه گله‌مند بود كه به شيفتگان سينما و بازيگري موكدا توصيه مي‌كند كه فريب آن را نخورند. اگر دوست داريد دلايل اين توصيه را بدانيد حتما اين گفت‌وگو را بخوانيد. يادم مي‌آيد سال‌ها پيش‌تر مثلا دو دهه قبل شما حضور پررنگي در سريال‌هاي تلويزيوني و البته فيلم‌هاي سينمايي داشتيد، اما خيلي وقت است كه بينندگان تلويزيون شما را در مجموعه‌هاي تلويزيوني نمي‌بينند و الان هم كه در سريال خانه بي‌پرنده بازي كرديد، نقشي كوتاه و در حاشيه را به عهده گرفتيد. علت چيست؟ دوست دارم جواب سوال شما را با يك شعر بدهم كه مي‌گويد امروز در اين شهر چو من ياري نيست/ آورده به بازار خريداري نيست/ آن كس كه خريدار به او ميلم نيست/ آن كس كه بدو ميل خريدارم نيست. واقعيت اين است كه بازيگراني مثل من اتفاقا به دليل اين‌كه بيمه نيستند و حقوق ثابتي ندارند بايد تا زماني كه زنده هستند و توان و انرژي دارند، كار كنند. الان 65 سال از سنم مي‌گذرد و بالطبع بايد بازنشسته شوم. ولي چون بازيگري بازنشستگي ندارد، مجبورم كار كنم. مگر شما عضو خانه سينما نيستيد كه تحت پوشش بيمه قرار بگيريد؟ راستش من 8 سال سابقه بيمه دارم، ولي در شرايطي قرار گرفتم كه ديگر نتوانستم بيمه خود را پرداخت كنم. من 6 سال بيكار بودم و غير از بازيگري هم شغل و حرفه ديگري نداشتم. متاسفانه بازيگري شغل من است. شغلي كه هيچ پشتوانه و آينده‌اي ندارد. الان كار در حوزه سينما خيلي كم شده و مناسبات اقتصادي سينما به گونه‌اي است كه براي بازيگراني از نسل من كار كردن بسيار دشوار شده است. الان بايد با تهيه‌كننده‌هايي كار كني كه دستمزدت را نمي‌دهند و وقتي دستمزدت را طلب مي‌كني، كلي پشت سرت حرف مي‌زنند كه فلاني بداخلاق است، بازي بلد نيست و.... متاسفانه هيچ نهادي پشتوانه قراردادهاي بازيگران سينما نيست و اساسا كه قراردادهاي ما ضمانت اجرايي ندارد. واقعيت اين است كه كم‌كاري ما در سينما يا تلويزيون به دليل اوضاع نابسامان اين حرفه است وگرنه ما به خاطر مسائل اقتصادي و معيشت هم كه شده به بازي در سينما و تلويزيون نياز داريم. بخشي از اين اتفاق طبيعي است .بالاخره بعد از هر دوره‌اي افراد جوان و تازه‌كار وارد اين حرفه مي‌شوند مثل مشاغل ديگر... درست است. من نمي‌گويم جوانان نبايد وارد حرفه بازيگري شوند يا راه ورود آنها به عرصه بازيگري و سينما بسته باشد. زماني هم كه ما وارد اين حرفه شديم، جوان بوديم اما به شرط اين‌كه نگاهي حرفه‌اي به بازيگري داشته باشند و با تلاش و پشتكار پا در سينما بگذارند نه به واسطه رفاقت و روابط دوستانه يا زيبايي و فيزيك صورت. متاسفانه الان عده زيادي از بازيگران جوان ما با تكيه بر ظاهري جذاب يا روابط پشت پرده، وارد سينما مي‌شوند. مخالفت ما با اين شيوه از بازيگري است وگرنه چه بسيار جوانان مستعدي كه با تكيه بر مهارت و تجربه‌هاي لازم به اين عرصه وارد شدند كه موفق هم بوده‌اند و اتفاقا مورد حمايت بازيگران نسل ما هم قرار مي‌گيرند. جواناني كه احترام پيشكسوتان را داشته باشند و شأن حرفه‌اي آنها را حفظ كنند. در ميان بازيگران نسل جديد متاسفانه با افرادي برخورد كردم كه خود را بي‌نياز از تمرين و همكاري با بازيگران قديمي مي‌دانند. آقاي افرندنيا! شما در 2 عرصه سينما و تئاتر تجربه يا بهتر بگوييم بازي‌هاي متفاوتي داشتيد به اين معني كه در سال‌هاي دورتر همواره نقش بدمن و شخصيت‌هاي منفي را بازي مي‌كرديد، اما در تئاتر به بازي كمدي و طنز مشغول بوديد. اين دوگانگي در نوع بازي را چگونه تعبير مي‌كنيد؟ كاملا درست است. اين نكته‌اي بود كه دوستان همكارم هميشه از آن سخن مي‌گفتند. يكي از دوستان از سر لطف مي‌گفت كه توان بازيگري افرندنيا را مي‌توان از مقايسه جنس بازي او در تئاتر و سينما و تلويزيون تشخيص داد كه در يكي جدي و منفي و در ديگري كمدي است. به نظر من بازيگر حرفه‌اي بايد توانايي اين را داشته باشد كه در قالب نقش‌هاي متفاوت و متضادي ظاهر شود. راستي چرا آن زمان‌ها بيشتر نقش منفي بازي مي‌كرديد. آيا اين مساله بيشتر به خاطر چهره و فيزيك ظاهري شما نبود؟ واقعيتش اين است كه نقش منفي را دوست داشتم. اتفاقا به نظر من توان و قدرت بازيگر را مي‌توان در نقش‌هاي منفي سنجيد. بازي در نقش‌هاي منفي دشواري و پيچيدگي زيادي دارد. يك دليل مهم آن، اين است كه در نقش منفي بايد شخصيت فردي را بازي كني و رفتارهايي را به نمايش بگذاري كه در خودت وجود ندارد و نمي‌تواني از تجربه‌هاي فردي خودت استفاده كني. آن‌وقت نگران اين نبوديد كه اين مساله يك تصوير ذهني منفي از شما در نزد مخاطبان و مردم ايجاد كند؟ البته بازي مدام در نقش‌هاي منفي ممكن است هر بازيگري را از اين حيث نگران كند، اما خوشبختانه ما مردم فهيم و مهرباني داريم كه بازيگري و سينما را بخوبي مي‌شناسند و در بيرون، برخورد و واكنش منفي كه برآمده از تصوير ذهني آنها درباره نقش‌هاي من وجود داشته باشد تاكنون نديده‌ام. مردم هميشه به بازيگران لطف داشته‌اند. ولي پيش آمده كه سابقه سينمايي من در انتخاب برخي نقش‌هاي مثبت از سوي تهيه‌كننده و كارگردان تاثير بگذارد. مثلا قرار بود يك بار نقش يك سيد را بازي كنم كه با مخالفت‌هايي از سوي تهيه‌كننده مواجه شد به اين بهانه كه افرندنيا هميشه نقش آدم‌هاي خلافكار را بازي كرده و نمي‌تواند اين نقش را بازي كند كه واقعا جاي تعجب داشت. چون ما فقط شخصيت‌هاي خلاف و منفي را بازي مي‌كنيم، خودمان كه بدمن نيستيم. شايد گاهي حضور مداوم يك بازيگر در نقش‌هاي منفي موجب نوعي محدوديت حرفه‌اي براي او شود بدين معني كه يك كارگردان يا تهيه‌كننده براي انتخاب بازيگر براي يك نقش مثبت به سراغ او نرود و در واقع اين فرآيند موجب شود كه بازيگر در يك قالب مشخص و واحد محدود شود. ممكن است اين اتفاق بيفتد، ولي نشاندهنده ديدگاه محدود و نگرش غيرحرفه‌اي آن كارگردان و تهيه‌كننده است كه بازيگران را خط‌كشي مي‌كند و در قالب محدود قرار مي‌دهد وگرنه يك سينماگر حرفه‌اي هرگز چنين نگاهي ندارد. الان من مشغول بازي در يك فيلم سينمايي به نام «خاك و آتش» به كارگرداني مهدي صباغ‌زاده هستم و نقشم منفي نيست. به نظر شما چقدر فيزيك بازيگر و نوع صدا و چهره‌اش در انتخاب وي براي ايفاي نقش منفي يا مثبت تاثير مي‌گذارد؟ نه نقش‌هاي منفي و مثبت و نه تاريخي و غيرتاريخي هيچ كدام از اينها براي من اولويت ندارد. اگر احساس كنم كه از ايفاي يك نقش بخوبي برمي‌آيم، حتما آن را مي‌پذيرم. حالا فرقي نمي‌كند كه آن نقش منفي يا مثبت باشد يا قصه فيلم تاريخي يا غيرتاريخي باشد تاثير و هاله رواني و عاطفي چهره خيلي مهم‌تر از خط و خطوط و ريز و درشتي چهره و اندام بازيگر است. مثلا خيلي از بازيگران چهره زيبايي ندارند كه موجب جذب مخاطب شوند بلكه شيرين بودن يا نافذ بودن رفتار و كلامشان است كه موجب مي‌شود بر مخاطب تاثير زيادي بگذارند. البته فيزيك بازيگر در انتخاب يك نقش قطعا عامل مهمي است، اما بيش از همه اينها مهارت و توان بازيگري افراد است كه نقش را براي آنها تعريف مي‌كند. بارها پيش آمده كه يك نقش منفي به من پيشنهاد شده كه احتمالا بر مبناي فيزيك ظاهري من بوده، اما به خاطر اين‌كه توان بازي آن نقش را در خود نمي‌ديدم، آن را نپذيرفتم. ضمن اين‌كه برخي نقش‌هاي منفي آنقدر چرك و منفور بود كه خودم هيچ علاقه و تمايلي به بازي آن نداشتم. ضمن اين‌كه در كنار نوع و ساختار صورت و ميميك‌هاي يك بازيگر كه مي‌تواند با منفي يا مثبت‌بودن نقش تناسب داشته باشد، نوع ديالوگ‌گويي و لحن و شيوه بيان آنها نيز در شكل‌گيري اين تصوير تاثير مي‌گذارد. به هر حال همه اين عوامل و عناصر در قبول يا رد يك نقش از سوي بازيگر تاثير مي‌گذارد. يعني نقش منفي هم بايد به دلتان بچسبد؟ دقيقا. اين‌گونه نيست كه چون من در ايفاي نقش‌هاي منفي موفق بودم، هر شخصيت بدمني را بازي كنم. حتي در همان نقش‌هاي منفي كه بازي كرده‌ام سعي من بر اين بود تا آن شخصيت به يك ضدقهرمان بدل شود تا يك شخصيت منفي چرك و منفور. البته اين كار را بايد با زيركي و ظرافت انجام دهي كه براحتي قابل تشخيص نباشد. بويژه برخي نقش‌هايي كه در مرز منفي و مثبت‌بودن قرار دارند، از حيث بازيگري بسيار دشوار هستند. يعني شخصيت‌هايي كه در ظاهر مثبت هستند، اما بتدريج چهره منفي آنها برملا شود لذا بازيگر بايد به شكلي بازي كند كه قبل از زمان موعود مخاطب نتواند چهره واقعي او را حدس بزند. در همين سريال «خانه بي‌پرنده»، شخصيتي كه بازي مي‌كنم دقيقا چنين موقعيتي دارد و مخاطب نمي‌تواند حدس بزند كه او منفي است يا مثبت. جالب اين‌كه شما قبلا نقش‌هاي اصلي را در سريال‌ها بازي مي‌كرديد، اما در «خانه بي‌پرنده»، شخصيتي را بازي مي‌كنيد كه در حاشيه داستان قرار دارد. واقعيتش اين است كه اهميت نقش به چگونگي ايفاي آن برمي‌گردد نه كوتاه و بلند يا اصلي و فرعي بودنش. البته در اين سريال ابتدا قرار بود نقش ديگري را بازي كنم كه خوب به دلايلي اين اتفاق نيفتاد و همين نقشي كه الان مي‌بينيد را بازي مي‌كنم. به هر حال مهم اين است كه هر نقشي را كه به عهده مي‌گيريد بخوبي بازي كني مهم نيست كه نقش كوتاه يا شخصيت، منفي است. مهم اين است كه آن نقش در ذهن مخاطب بماند و در پيشبرد داستان نقش مهمي داشته باشد. با يكي از بازيگراني كه نقش منفي زياد بازي مي‌كرده، گفت‌وگويي داشتم كه معتقد بود وقتي قرار است يك شخصيت منفي را بازي كنم نسبت به آن حس بدي ندارم و آن را منفي نمي‌دانم. به همين دليل مي‌توانم آن را خوب بازي كنم. دقيقا همين طور است. بازيگر بايد به نقش منفي هم اعتقاد و باور داشته باشد و به او حق دهد كه مثلا ظالمانه رفتار كند. در واقع خود بازيگر نبايد تصوير منفي از نقش منفي داشته باشد چون آن وقت نمي‌تواند آن نقش را خوب بازي كند. اگر خود بازيگر شخصيتي را كه بازي مي‌كند باور نداشته باشد، نمي‌تواند آن نقش را براي مخاطب باورپذير كند. حتي نوع لحن يا لهجه بازيگر هم در اين مساله تاثير دارد. يادم مي‌آيد شما در يك سريال به لهجه اصفهاني صحبت مي‌كرديد... بله، در سريال «نقش جهان». چون من خودم نائيني هستم، ولي در اصفهان بزرگ شدم و كاملا به زير و بم اين لهجه آشنا هستم. به همين دليل معتقدم كه بازيگر اگر قرار است به زبان بومي صحبت كند، حتما بايد آن را شناخته و بر آن مسلط باشد در غير اين صورت به آن نقش لطمه مي‌زند. من زماني با لهجه و گويش محلي صحبت مي‌كنم كه مطمئن باشم از پس آن برمي‌آيم و درست لهجه را بيان مي‌كنم وگرنه به اداكردن شباهت پيدا مي‌كند. جناب افرندنيا! شمايل ظاهري و سوابق تئاتري شما به گونه‌اي است كه به نظر من براي حضور در كارهاي تاريخي خيلي مناسب است، ولي يادم نمي‌آيد كه شما را در سريال يا فيلم تاريخي ديده باشم. من اولين كار تاريخي سينماي ايران بعد از انقلاب را به نام «سفير» بازي كردم كه فيلم ماندگاري است و يكي از افتخارات من بازي در اين فيلم و در نقش خالد است. هر كس آن زمان سفير را ديده بود به من مي‌گفت از اين به بعد هر فيلم تاريخي كه در ايران ساخته شود تو در آن بازي خواهي كرد، اما متاسفانه اين اتفاق تكرار نشد. در ژانر تاريخي هم به ايفاي نقش‌هاي منفي علاقه داريد يا مثبت؟ نه نقش‌هاي منفي و مثبت و نه تاريخي و غيرتاريخي هيچ كدام از اينها براي من اولويت ندارد. اگر احساس كنم كه از ايفاي يك نقش بخوبي برمي‌آيم، حتما آن را مي‌پذيرم. حالا فرقي نمي‌كند كه آن نقش منفي يا مثبت باشد يا قصه فيلم تاريخي يا غيرتاريخي باشد. بازيگري حرفه من است و بازيگر حرفه‌اي، هم بايد نقش مثبت و منفي بازي كند و هم ژانرهاي مختلف را تجربه كند. شما در ابتداي اين گفت‌وگو از عدم امنيت شغلي بازيگري و سينماگران صحبت كرديد. در پايان مي‌خواهم بدانم آيا اگر يك بار ديگر قرار بود زندگي كنيد، باز هم همين مسير را انتخاب مي‌كرديد؟ هرگز. مي‌رفتم رفتگر مي‌شدم تا حداقل امنيت شغلي بيشتري داشتم. اين را جدي مي‌گويم و به جواناني كه شيفته بازيگري و سينما هستند، توصيه مي‌كنم كه فريب اين سراب را نخورند. اصلا من معتقدم كه بازيگري نبايد يك شغل باشد. يكي از اشتباهات من اين بود كه بازيگري را به عنوان يك شغل انتخاب كردم. شايد اگر بازيگري را به عنوان يك هنر يا دغدغه شخصي در كنار يك شغل ثابت با بيمه و مزايايي كه دارد برمي‌گزيدم، موفق‌تر بودم. من اين گفت‌وگو را با يك شعر آغاز كردم و دوست دارم با اين شعر تمام كنم كه مرا دردي است اندر دل اگر گويم زبان سوزد / اگر در دل نهم پنهان ترسم مغز و استخوان سوزد. سيد رضا صائمي جام‌جم

تاريخ ارسال: 1389/8/7

تعداد بازدید: 2079

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |